عواقب ارزیابی های نادرست به روایت جواد منصوری

خواندن
3 دقیقه
-چهارشنبه 1405/02/09 - 14:47
کد خبر24625
عواقب ارزیابی های نادرست به روایت جواد منصوری

بخش هایی مهم از خاطرات جواد منصوری اولین فرمانده کل سپاه و معاون وقت وزیر امور خارجه و سفیر پیشین جمهوری اسلامی در پاکستان

 بخش هایی مهم از خاطرات جواد منصوری اولین فرمانده کل سپاه و معاون وقت وزیر امور خارجه و سفیر پیشین جمهوری اسلامی در پاکستان

صفحات ۱۵۶ تا ۱۶۱ جلد دوم

در اواخر سال ۱۳۶۹ بعد از شکست عراق در جنگ با کشورهای غربی و آمریکا، گروه ها و جریان های عراقی مخالف با صدام فرصت مناسبی دیدند که حرکتی برای سقوط صدام را آغاز کنند.

چون اولا عراق در یک محاصره کامل بود و‌ مشکلات بسیار زیاد برای مردم به وجود آمده بود، مردم آمادگی پیدا کرده بودند که علیه صدام که مسئول آغاز دو جنگ خانمانسوز بود قیام کنند.

ارتش عراق تقریبا متلاشی شده بود و بسیاری از کشورهای منطقه هم علاقمند به سقوط صدام بودند.

گروه های مخالف در عراق بلافاصله مشغول به کار شدند

ایران هم پشتیبانی کافی از این قیام کرد.

البته متاسفانه به دلیل اطلاعات ضعیف و بعضا غلط مقامات ذیربط ایرانی در این قضیه اشتباهات بزرگی کردند. اخبار درباره ضعف حکومت عراق بسیار مبالغه آمیز بود.

هر بار که رادیو را روشن می کردیم و اخبار مربوط به قضایای داخل عراق را می شنیدیم تصورمان این بود که مثلا تا ۲۴ ساعت آینده حکومت صدام ساقط میشود حتی در اخبار گفته میشد که نیروهای مخالف دولت به درون بغداد رسیده و نزدیک کاخ صدام شدند یا اینکه بخشی از گارد ریاست جمهوری عراق به مخالفان پیوسته است.

اما ناگهان ورق برگشت

به شکل عجیبی مجددا صدام در قدرت ماند و مخالفان سرکوب شدند. قتل عام وسیعی در بغداد نجف و سامرا شد.

یک بخش از ارتش عراق به سمت جنوب برای سرکوبی شیعیان و یک بخش به همراه نیروهای سازمان مجاهدین خلق برای سرکوبی کردها به شمال عراق اعزام شدند.

شیعیان جنوب عراق چاره ای جز این نداشتند که به بیابان ها و منطقه باتلاقی هور پناه ببرند با سختی بسیار به آنجا رفتند و بسیاری از آنها هم کشته شدند.

عده ای دیگر از شیعیان به عربستان، اردن و کویت فرار کردند، تعداد کمی هم توانستند به سمت ایران بیایند.

قتل عامی هم که در کردستان آغاز شده بود این تصور را ایجاد میکرد که گویا برنامه صدام آن است که نسل کردها را در عراق از بین ببرد.

رژیم عراق تبلیغات وسیعی در این زمینه به راه انداخته بود کردها که احتمال میدادند قضایای حلبچه در کردستان عراق تکرار شود در جستجوی محل امنی بودند
و…

ارزیابی نادرست از تحولات عراق

اما نکته ای که در وقایع عراق برای ما اهمیت داشت و میتواند درس آموز باشد این است که مسئولان ذیربط نظامی اطلاعاتی و تبلیغاتی در تحلیل اوضاع عراق ناپختگی و بی دقتی نشان دادند و این بی دقتی به ما ضربه زد.

تبلیغات درباره اینکه صدام به زودی ساقط میشود باعث شد تعدادی از نیروهای ایرانی برای کمک به مردم عراق به خاک این کشور وارد شدند.

اما وضع با آنچه این افراد تصور میکردند متفاوت بود در نتیجه بسیاری از آنها کشته یا اسیر شدند (و عراق حاضر نشد حتی نام اسرا را به ما تحویل دهد و به طور کلی منکر وجود چنین افرادی شد)

این ارزیابی غلط که باعث شده بود اخبار اغراق آمیزی منتشر شود به قضایای جنگ بی ارتباط نبود.

در طی جنگ هشت ساله هم ما این مشکل را داشتیم. بعضی از آقایان میگفتند که مثلا ما این قدر امکانات داریم نیرو داریم صدام ضعیف شده است ارتش عراق روحیه ندارد سلاح هم ندارند و... طوری وضع را بیان میکردند که ادامه جنگ به نفع ماست دو هفته قبل از پذیرش آتش گفته میشد که ما شش تا هشت ماه دیگر وارد بغداد میشویم و حکومت صدام را ساقط می کنیم ولی دو سه هفته بعد معلوم شد که ما در وضعی هستیم که چاره ای جز پذیرفتن آتش بس نیست!

«صرف نظر از کم تجربگی، یکی از مشکلات ما این است که معمولا با افراد خطا کار برخورد نمی کنیم اگر کسی گزارش غلط داد او‌را مواخده و تنبیه نمی کنیم نتیجه این روش آن است که افراد از اینکه گزارش غلط بدهند نگرانی ندارند»

اگر پیروزی به دست آمد خودشان را قهرمان معرفی میکنند اگر شکستی حاصل آمد میگویند دیگران «فرافکنی» مقصر بودند

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام
باید خواند