بهنظر میرسد توازن خونین، مطلوب هر سه طرف این جنگ باشد.
در دل این توازن، ناگفتههاییست درهمتنیده میان امنیت و فریب، قدرت و ترس، عقل و جنون.
عبداله عبدی – عبدیمدیا
۱- آمریکا در کنار اسرائیل ایستاد، اما جنگ وسیعی را آغاز نکرد و پیش از حمله به ایران و نقاط خاص، از طریق کانالهای خاص؛ اطلاعرسانی انجام داد.
۲- اسرائیل اهداف خود را در ایران زد و خسارات سنگینی به جمهوری اسلامی وارد کرد.
۳- ایران، اورانیوم خود را پیش از حمله به تاسیسات جابهجا کرد، گنبد آهنین اسرائیل را در هم شکست و خسارات قابل توجهی نیز وارد ساخت.
۴- تلاشهای دو دهه اخیر جامعه مدنی نیز، همزمان با حملات به تاسیسات، منهدم شد؛ و با توجه به امتداد شرایط_جنگی و فضای فوقامنیتی تا ماهها، میتوان گمانهزنیهای خاصی داشت که بعدها باید به آن به تفضیل پرداخت.
۵- مواجهه مردم با جریان اپوزیسیون دگرگون شد، و عملاً فاتحهی یک یا چند جریان سیاسی خاص خوانده و تمام شد و نقش آفرینی آنها در پازل جنون برای قدرت، مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
۶- مردم ایران، بیشترین ضرر و ضربه را در این غائله ی شوم و منحوس متحمل شده و خواهند شد؛ زخمی که اثر آن تا سالها خواهد ماند و تصاویرش و تبلیغات پیرامون آن، امتداد خواهد یافت.
۷- باید سرانجام نزاع رسانهای را نظاره کرد؛ جایی که بخش بزرگی از ماجرا به آنجا اعاده خواهد شد. و البته، حجم و نوع تبلیغات جنگی–سیاسی، خود میتواند بیانگر بسیاری از حقایق پنهان باشد.
۸- نیروی نظامی ایران در سخت ترین نوع جنگ که به لحاظ تاریخ ایدئولوژیک بسیار شبیه به جنگ_احزاب در صدر اسلام بود، پس از شوک اولیه در عین حال که دفاع فعال (با هر کیفیت و حتی ناتوانی در بسیاری از موارد) انجام داد و در عین حال به مواضع طرفهای درگیر حمله کرد که شاید بتوان آنها را از منظر دفاع ملی رو سفید دانست که آنچه داشتند علی رغم خیانتها انجام دادند و جانها نثار دفاع از میهن کردند.
۹- عیار بسیاری از افراد، فعالان سیاسی، کنشگران، کارشناسان برای بدنه اصلی مردم ایران مشخص و اظهارات آنها در فضای عمومی، رسانهها و شبکه های اجتماعی ثبت و بارها تحلیل و تبیین خواهد شد.
۱۰- روزهای آینده برای نیروهای امدادی فیزیکی و مجازی روزهای پرکار و ماههای آینده برای مسولان اقتصادی و سیاسی پرکارتر و سخت تر خواهد بود و نمیتوان از سنگینی فاجعه ترورها برای نظام علمی (قابل ترمیم) چشم پوشی کرد.
همانطور که در بند ۸ عرض کردم مشابهت زیاد تاریخی با جنگ احزاب وجود دارد که به دلیل رعب متقابل، توازن و خستگی از تقابل و بدون درگیری مستقیم بزرگ با قدرت اصلی به پایان رسید؛ پیشنهاد میکنم سوره احزاب را بخوانید.
والبته مطلب بسیار زیاد است. از شکاف های اطلاعاتی و دالان های امنیتی تا نقش آفرینی آن_مرد_خاص در مذاکره مستقیمی که میتوانست نتیجه مذاکره مستقیمش پیش از این موازنه خونین؛ توافقی باشد که امروز، وضع این نباشد ولی در آخرین دقایق باز نقش آفرینی فوق امنیتی کرد. . و افسوس عدم نصیحتهای ناصحان و دلسوزان کار را به این روز رساند.
در دل این توازن، ناگفتههاییست درهمتنیده میان امنیت و فریب، قدرت و ترس، عقل و جنون.
آنچه دیده میشود، شاید فقط پردهی اول باشد و نمیتوان مهر یقین بر هرآنچه گفته زد. گاهی صلح، صدای خفهشدهی جنگی دیگر است...
و باید صبور بود و دید چگونه ایران، ایران آینده را ملاقات خواهد کرد.
امیدوارم زخمهای مام میهن، ایران بانو، به مهر فرزندانش هرچه زودتر التیام یابد و لبخند، صلح و آرامش سهم که نه، بلکه حق مردم بزرگ ایران زمین باشد.
زنده باد ایران، جاویدان وطن من
عبداله عبدی - فرزند ایران