صدیقه وسمقی شاعر، نویسنده، اسلامپژوه، تحلیلگر سیاسی و یکی از برجستهترین چهرههای جریان نوگرایی دینی در ایران معاصر است. او که فعالیت خود را در نخستین سالهای پس از انقلاب با سرودن اشعار مذهبی و انقلابی و تدریس فقه اسلامی در دانشگاه تهران آغاز کرد، به مرور زمان و با تعمیق پژوهشهای فقهیاش، به یکی از منتقدان جدی سنتیگرایی دینی و احکام فقهی کلاسیک تبدیل شد.
صدیقه وسمقی شاعر، نویسنده، اسلامپژوه، تحلیلگر سیاسی و یکی از برجستهترین چهرههای جریان نوگرایی دینی در ایران معاصر است. او که فعالیت خود را در نخستین سالهای پس از انقلاب با سرودن اشعار مذهبی و انقلابی و تدریس فقه اسلامی در دانشگاه تهران آغاز کرد، به مرور زمان و با تعمیق پژوهشهای فقهیاش، به یکی از منتقدان جدی سنتیگرایی دینی و احکام فقهی کلاسیک تبدیل شد. وسمقی علاوه بر کارنامه علمی و دانشگاهی، سابقه عضویت در نخستین دوره شورای اسلامی شهر تهران را نیز در کارنامه دارد. مواضع شجاعانه و ساختارشکنانه او در نقد حجاب اجباری، فتواهای سنتی علیه زنان و سیاستهای کلان ساختار حاکمیت، او را در دهههای اخیر با چالشهای عدیده قضایی، بازداشتها و محکومیتهای زندان مواجه کرده است.
دوران کودکی، تحصیلات آکادمیک و ورود به حوزه فقه
صدیقه وسمقی در اسفندماه سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. او دوران نوجوانی و جوانی خود را در فضای پرشور و التهاب انقلاب ۱۳۵۷ سپری کرد و همانند بسیاری از همنسلان خود، دغدغههای مذهبی و اجتماعی او را به سمت تحصیل در علوم اسلامی سوق داد.
تحصیلات دانشگاهی و مدارج علمی
او تحصیلات خود را در بستر دانشگاهیِ تلفیقشده با علوم حوزوی آغاز کرد و توانست به مدارج بالای علمی دست یابد:
کارشناسی، کارشناسیارشد و دکتری در رشته «فقه و مبانی حقوق اسلامی» از دانشگاه تهران.
او به عنوان یکی از نخستین زنانی شناخته میشود که موفق شد در این رشته مدرک دکتری دریافت کند و به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به تدریس بپردازد.
وسمقی سالها در دانشکده الهیات دانشگاه تهران فقه و حقوق اسلامی تدریس کرد و مقالات و کتابهای متعددی در این زمینه به رشته تحریر درآورد.
کارنامه ادبی و دغدغههای هنری
پیش از آنکه وسمقی به عنوان یک چهره سیاسی یا فقهی شناخته شود، در فضای هنری و ادبی کشور به عنوان یک شاعر مطرح بود. او در دهههای ۶۰ و ۷۰ خورشیدی اشعار متعددی با مضامین مذهبی، اجتماعی و حماسی میسرود. از او چندین دفتر شعر از جمله «نماز باران»، «گزیده ادبیات معاصر» و «توصیف بافتههای غیاب» منتشر شده است. قلم ادبی او بعدها در نوشتههای تحلیلی و حتی دفاعیات حقوقیاش نیز نمودی آشکار داشت.
ورود به عرصه سیاست؛ شورای شهر اول تهران
با آغاز دوران اصلاحات در سال ۱۳۷۶ و فراهم شدن بستر مشارکتهای محلی، صدیقه وسمقی کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر تهران در سال ۱۳۷۷ شد.
حضور در شورا و سخنگویی آن
او با قرار گرفتن در لیست جریانات اصلاحطلب توانست رای بالایی از شهروندان تهرانی کسب کند و به عنوان یکی از اعضای اصلی وارد شورا شود. او در این دوره، مسئولیت سخنگویی شورای شهر تهران را بر عهده گرفت. تجربه حضور در این شورا که با تنشها و اختلافات شدید میان جناحهای مختلف اصلاحطلب همراه بود و در نهایت به انحلال شورا انجامید، تاثیر عمیقی بر نگرش سیاسی و نگاه او به ساختار قدرت در ایران گذاشت.
هجرت به اروپا و تدریس در دانشگاههای خارج از کشور
در اواخر دهه ۸۰ و به دنبال تشدید فشارهای سیاسی و امنیتی پس از وقایع سال ۱۳۸۸، وسمقی تصمیم به ترک ایران گرفت. او در سال ۱۳۹۰ به عنوان استاد مهمان به سوئد رفت.
فعالیتهای علمی در سوئد و آلمان
او در دوران اقامت خود در خارج از کشور، فعالیتهای پژوهشی خود را گسترش داد:
تدریس در دانشگاه اوپسالا در سوئد به عنوان مروج آزادی بیان.
پژوهش و تدریس در دانشگاه گوتینگن آلمان در حوزه اسلامشناسی و وضعیت زنان در فقه.
او در این دوران کتاب جنجالی و مهم خود به نام «زن، فقه، اسلام» را منتشر کرد که در آن بسیاری از احکام سنتی فقهی درباره حقوق زنان از جمله دیه، ارث و شهادت را با رویکردی نوگرایانه به نقد کشید.
بازگشت به ایران، بازداشت و نابینایی در زندان
در سال ۱۳۹۶، صدیقه وسمقی علیرغم آگاهی از خطرات و احکام غیابی صادره علیه خود، تصمیم گرفت به کشور بازگردد. او در فرودگاه امام خمینی برای مدتی بازداشت شد و سپس با تودیع قرار وثیقه آزاد گردید، اما دادگاه انقلاب او را به جرم فعالیتهای تبلیغی به زندان محکوم کرد.
تشدید بیماری و از دست رفتن بینایی
یکی از تلخترین دورههای زندگی او، ابتلای وی به بیماری حاد چشمی بود. وسمقی در دوران زندان و بازجوییها به دلیل فشارهای عصبی و عدم دسترسی به موقع به پزشک متخصص، بخش عمدهای از بینایی خود را از دست داد و عملاً نابینا شد. این موضوع موجی از اعتراضات حقوق بشری را به همراه داشت.
مواضع بیپرد؛ از نقد حجاب اجباری تا بیانیههای سیاسی
در سالهای اخیر و به ویژه پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ (جنبش زن، زندگی، آزادی)، صدیقه وسمقی به یکی از تندترین منتقدان مذهبی نظام تبدیل شد. او با انتشار ویدیوهایی بدون حجاب، رسماً و علناً قانون حجاب اجباری را فاقد مبنای محکم فقهی و قرآنی خواند. او تاکید کرد که حجاب یک مسئله سنتی و عرفی است، نه یک اصل تغییرناپذیر دینی که دولت بتواند برای آن مجازات تعیین کند. این مواضع شجاعانه منجر به بازداشت مجدد او در اسفند ۱۴۰۲ شد.
جمعبندی
صدیقه وسمقی چهرهای ممتاز در میان نواندیشان دینی ایران است. اهمیت او در این است که نقد خود به ساختار سنتی و سیاسی را نه از موضع یک فرد سکولار، بلکه از موضع یک متخصص دکتری فقه و مبانی حقوق بیان میکند. او با پیوند زدن ادبیات، فقه و کنشگری سیاسی، هزینههای سنگینی از جمله زندان و از دست رفتن بیناییاش را به جان خرید تا نشان دهد که میتوان دیندار بود اما در برابر قرائتهای قشری و پدرسالارانه از دین ایستادگی کرد.
سوالات متداول
۱. دلیل اصلی مخالفت صدیقه وسمقی با حجاب اجباری چیست؟ او به عنوان یک دکتری فقه اسلامی استدلال میکند که در قرآن و متون اصیل اسلامی، هیچ حکم صریح، قطعی و مجازاتمحوری برای اجبار زنان به پوشاندن سر وجود ندارد و این امر فراتر از دین و ناشی از سنتهای قشری است.
۲. صدیقه وسمقی چه مسئولیت اجرایی در ایران داشته است؟ او عضو نخستین دوره شورای اسلامی شهر تهران (۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱) و سخنگوی این شورا بود.
۳. علت نابینایی صدیقه وسمقی چیست؟ او به دلیل ابتلا به بیماری گلوکوم (آبسیاه) و فشارهای عصبی ناشی از بازجوییها، بازداشتها و عدم رسیدگی درخور پزشکی در زندان، بینایی خود را به طور کامل از دست داد.


کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام