خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ١٣٨١

خواندن
1 دقیقه
-یکشنبه 1404/12/03 - 16:22
کد خبر24476
 خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهريور ۱۳۸۱

 به سوى مشهد پروازكرديم. پس از استقبال مسئولان استان خراسان و آقاى [عباس واعظ] طبسى

 به سوى مشهد پروازكرديم. پس از استقبال مسئولان استان خراسان و آقاى [عباس واعظ] طبسى، [تولیت آستان قدس رضوی] به دارالضيافه حرم رفتيم...

متن کامل روزنوشت:   

آقاى [مرتضی] بختيارى، رییس [سازمان] زندان‌ها آمد. گزارشى از اقدامات و نيازها داد. آقاى على هاشمى، نماينده رفسنجان آمد. در مورد وضع نمايندگان [حزب] مشاركتى و [حزب] كارگزاران [سازندگی] و انتخابات شوراها گفت. تا عصركارها را انجام دادم. 
ساعت چهار ونیم بعد از ظهر به سوى مشهد پروازكرديم. پس از استقبال مسئولان استان خراسان و آقاى [عباس واعظ] طبسى، [تولیت آستان قدس رضوی] به دارالضيافه حرم رفتيم.  
علما و مديران استان به ضيافت دعوت شده بودند. پس از مداحى براى امام رضا (ع) به مناسبت ميلاد ايشان، صحبت‌ كوتاهى در مورد اوضاع جهانى و منطقه‌اى و روحانيت نمودم و با اشاره به كاريكاتور [روزنامه] حيات‌نو، اهانت به امام را از توطئه‌هاى استكبار خواندم.  
آخر شب، آقاى [ابراهیم] درازگيسو، سفيرمان در عشق‌آباد آمد. اوضاع تركمنستان و وضع آقاى [صفرمراد] نيازاُف، [رییس‌جمهور] پس از شكست سوءقصد به جان او و بازداشت‌هاى وسيع و بركنارى بسيارى از سران دولت را به مناسبت قرار ملاقات پس‌فردا در محل سد دوستى گفت. 
آخر شب به زيارت رفتم و ديروقت خوابيدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام
باید خواند