اعضاى کمیسیون مشورتى شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمدند. آقاى مخبر [دزفولی] گزارش داد و از حمایت من در تقویت کمیسیون قدردانى کرد و از احتمال تضعیف بعد از من اظهارنگرانى نمود. قرآنى به پاس حمایت ها و خدماتم هدیه کردند. من هم از خدمات خوب کارشناسى آنها
اعضاى کمیسیون مشورتى شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمدند. آقاى مخبر [دزفولی] گزارش داد و از حمایت من در تقویت کمیسیون قدردانى کرد و از احتمال تضعیف بعد از من اظهارنگرانى نمود. قرآنى به پاس حمایت ها و خدماتم هدیه کردند. من هم از خدمات خوب کارشناسى آنها قدردانى کردم.
آقاى [حسین] موسویان، سفیرمان در آلمان آمد؛ ماه هاست در ایران سرگردانند. براى پذیرش شغلى دیگر مشورت کرد که گفتم باشد. بعد از ملاقات آقاى [کمال] خرازى، [وزیر امورخارجه]، با وزراى امورخارجه اروپا در سازمان ملل، به خصوص علایمى از اظهارات وزیر امورخارجه ایتالیا داده شده - که مى خواهند مشکل شان با ایران را حل کنند- احتمالاً با خاتمه دادن با خدمت سفیر آلمان که دیگر مسأله با تأخیر آمدن او و تبعیض منتفى باشد. ضمناً از اقدام آقاى خرازى در تعویض معاونان ناراحت است. معتقد است، وزارت امورخارجه را [جناح] چپ کرده است. دیروز آقاى [عباس] ملکى هم همین گله را داشت و به خصوص که حتى برنامه تودیع هم برایشان نگذاشته است.
آقاى [عباس] آخوندی آمد و براى پذیرش مسئولیت ستاد اجرایى فرمان امام که از سوى دفتر رهبری پیشنهاد شده، مشورت کرد؛ خودش مایل نیست، به خصوص که اگر حکم رهبرى نباشد. از شرایط جدید و از بى اطلاعى [آقای علی عبدالعلی زاده]، وزیر جدید مسکن و شهرسازی از سیاست هاى برنامه هاى مسکن، اظهار نگرانى کرد.
عصر آقاى [علی] کریمى [قدوسی]، [قائم مقام تولیت] از آستان قدس[رضوی] آمد. از حمایت هاى مؤثر من از بودجه توسعه طرح نوسازى حرم مطهر قدردانى کرد و خواست که حمایت را ادامه بدهم. از احتمالات وضع کشور در شرایط جدید اظهارنگرانى کرد و از من خواست که براى حل مشکل، محور نیروهاى متعهد و روحانیت باشم. گفتم مایلم بى طرف باشم و کنار، مگر اینکه وضع به جایى برسدکه احساس تکلیف کنم. آقای [محمد] رییسى از شهرکرد آمد و کلى از برنامه هاى سازندگى تعریف کرد. مصاحبه اى با صداوسیما براى سالگرد شهید [علی] قدوسى داشتم.
امروز ساعت پنج و نیم صبح، بعد از نماز براى کوه نورودی تا کُلَک چال رفتیم. جمعى از دانش آموزان سمنانى آنجا مشغول خواندن زیارت عاشورا بودند. با آنها احوال پرسى کردم. ساعت هشت صبح به خانه برگشتیم. در ارتفاعات، باد و طوفان هم بود. در کُلَک چال به خاطر کمى باران در سال جارى، براى اشجار و فضاى سبز و استخر مشکل آب داشتند.
با اینکه سپاه و وزارت آموزش و پرورش، سال ها بر سر تصاحب آنجا نزاع داشته اند، اکنون در اختیار آموزش و پرورش است؛ به جز یک ساختمان کوچک که در دست سپاه است، ولى حضور و فعالیتى از آموزش و پرورش نیست و جاى به این خوبى، بى رونق است. برج جالبى دارد که قبل از انقلاب ساخته شده و مشغول تعمیرند. برج نُه طبقه است و در هر طبقه اى، امکان داشتن خوابگاه و یا موزه وجود دارد. از پله هاى باریک تا بالاى برج رفتم که بى خطر هم نبود و باعث وحشت و تعجب محافظان شده بود. روکار برج از سنگ هاى مربع و مستطیل کوچکى پوشیده شده که روى هر سنگ اسم یک واحد پیشاهنگى از سراسر کشور نوشته شده و مربوط به قبل از انقلاب است. نشان مى دهد قبلاً اینجا پُررونق و موزه جالبى بوده است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام