خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 13:09کد خبر26240

پس از نماز مشغول مطالعه شدم و ساعت هشت به مجلس رفتم. پس از انجام كارهاى ادارى و صرف صبحانه، ملاقات‏ها شروع شد. سفرايمان در بنگلادش و امارات آمدند و راجع به اهداف سياسى با آنها مذاكره كردم. سياست ما سياست جذب است. معلمان تربيت بدنى آمدند و براى آنها

پس از نماز مشغول مطالعه شدم و ساعت هشت به مجلس رفتم. پس از انجام كارهاى ادارى و صرف صبحانه، ملاقات‏ها شروع شد. سفرايمان در بنگلادش و امارات آمدند و راجع به اهداف سياسى با آنها مذاكره كردم. سياست ما سياست جذب است.

معلمان تربيت بدنى آمدند و براى آنها درباره ورزش صحبت كردم.  رؤساى مراكز صداوسيما از شهرستان‌ها آمدند و با آنها هم صحبت كردم. پزشكان و فارغ‌التحصيلان ديگر كه وارد خدمت ارتش شده‏اند، آمدند و براى آنها مفصلاً صحبت كردم.  فرمانده نيروهاى سپاه در لبنان و سوريه آمد، گزارشى داد و سياست ما را درباره برخورد با امل ، مردم و روحانيون جويا شد.

آقاى منتظر قائم از يزد آمد و نگران اختلافات آقاى [محمدعلى] صدوقى و آقاى [روح‌الله] خاتمى بود.  خانواده‌هاى شهداى رامسر و تنكابن آمدند و با آنها صحبت كردم و تسليت گفتم. عقد ازدواج يك سپاهى را خواندم.

شب گروهی از اعضای جامعه مدرسین حوزه قم آمدند. از بعضی اظهارات من در نماز جمعه که علیه سرمایهداری است، گله داشتند و راجع به بیت آیت‌الله منتظری انتقاد داشتند و چاره جویی می‌کردند. شام را در مجلس خوردند و من نتواستم در جلس‌های که در دفتر رئیس جمهور راجع به صداوسیما داشتیم، شرکت کنم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا