خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 13:09کد خبر26237

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش‏ها را خواندم و كارهاى ادارى را انجام دادم. ساعت نه سفير بلژيك آمد و درباره تمايل صنعتگران بلژيك براى معامله با ايران سخنانى گفت و اينكه اصولاً وضع صنايع غربى‌ها خوب نيست و دچار ركود است. جمعى از پزشكان نظام پزشكى آمدند و

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش‏ها را خواندم و كارهاى ادارى را انجام دادم. ساعت نه سفير بلژيك آمد و درباره تمايل صنعتگران بلژيك براى معامله با ايران سخنانى گفت و اينكه اصولاً وضع صنايع غربى‌ها خوب نيست و دچار ركود است.

جمعى از پزشكان نظام پزشكى آمدند و براى تحصيل اعتبار كمك مى‏خواستند و از اهانت‏ها گله داشتند. برايشان مفصل صحبت كردم  و گفتم، با اينكه طبابت مورد نياز مملكت است و عامه هم اين نياز را درك مى‌كنند، اگر بعضى‌ها عزت لازم را ندارند، به خاطر سودجويى‌ها و بد عمل كردن خودشان است. دكتر شمس اجازه پيوند اعضا مى‏خواست كه گفتم امام اجازه داده‏اند. سرهنگ [عباس] بابايى فرمانده پايگاه اصفهان (مركز اف 14) آمد و چند پيشنهاد خوب داشت و انتقاداتى هم به نيروى هوايى؛ آدم جالبى است.

مصاحبه‌اى به مناسبت سالگرد شهادت آيت‌الله [سيدعبدالحسين] دستغيب با تلويزيون داشتم.  مديران تربيت بدنى آمدند و از ضعف بودجه ورزش گفتند. برايشان صحبت كردم  و عكس گرفتيم. اعضاى حزب جمهورى اسلامى اميركلا آمدند و گزارش خدمات‏شان را دادند و من هم برايشان صحبت كردم.  پس از آن هم نماز و ناهار و استراحت و استماع اخبار و عقد ازدواج پاسداران.

عصر گروهى از واحد نهضت‏هاى آزاديبخش سپاه آمدند و از كاركرد آقاى سيد مهدى هاشمى شكايت داشتند. قرار شد پيشنهاد بدهند و رسيدگى شود. اعضاى حزب جمهورى اسلامى صومعه‌سرا هم به مجلس آمدند و براى آنها صحبت كردم.  آقاى [على اكبر] ناطق نورى گزارش داد كه در اين هفته ضربه‌هايى برمنافقان وارد آمده.

سفير شوروى آمد و از اهانت به شوروى در ايران گله داشت و خواهان تحكيم روابط بود.  

گفتم كه شما ميگ 25 و تانك تى.72 و موشك اسكاد اخيراً به عراق داده‌ايد و از افغانستان بيرون نمى‌رويد و مردم از اين جهت با شما مخالفند. فارسى را خوب مى‌داند.

جلسه شوراى مركزى حزب [جمهورى اسلامى] داشتيم كه در آن راجع به پيشنهادهاى جديد درباره تشكيلات حزب بحث شد. شب به خانه آمدم. بچه‌ها نبودند. مقدار زيادى از شب را بيدار بودم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا