خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 13:08کد خبر26235

تا ساعت ده و نيم در خانه بودم. صبح يكى از همشهرى‌هايمان آمد و مقدارى پسته تازه و شيرينى آورد. براى خطبه‌هاى نماز جمعه مطالعه كردم. در خطبه‌هاى جمعه به مصوبه كنفرانس فاس حمله شديد كردم و حمايت‌هاى حافظ اسد را از ايران نقل كردم كه مردم درباره همكارى ما

تا ساعت ده و نيم در خانه بودم. صبح يكى از همشهرى‌هايمان آمد و مقدارى پسته تازه و شيرينى آورد. براى خطبه‌هاى نماز جمعه مطالعه كردم. در خطبه‌هاى جمعه به مصوبه كنفرانس فاس حمله شديد كردم و حمايت‌هاى حافظ اسد را از ايران نقل كردم كه مردم درباره همكارى ما با سوريه – علي‏رغم حضورش در كنفرانس - توجيه شوند.  

عصر با اينكه سرد بود، شنا كردم و كف استخر را با جاروى دستی پاك نمودم. آقاى رحمانى پاسدار، برادرزاده و برادر زنش را همراه گروهى براى خواندن صيغه عقد آورد. آقاى [محمدرضا] توسلى و آقاى [فضل الله] محلاتى بعد از مراسم عقد راجع به اختلافات محلات و درگيرى بعضى از حزب ‏اللهى‌ها با برادر آقاى محلاتى صحبت كردند.

شب همشيره زاده‌ام على - كه در ليبى تحصيل مى‌كند - آمد و خبر داد كه به خاطر تشابه اسمى گفته‏اند كه ممنوع‏الخروج است، ولى رفع اشتباه شده است. به خاطر وسعت ليست ممنوع‏الخروج‌ها و بى‌نظمى‌ها، اين روزها اين‏گونه مشكلات براى مردم زياد شده است كه بايد فكرى كرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا