خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 03:03کد خبر27423

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل بودم. چون مجلس تعطیلات تابستانى دارد، این روزها زیادتر در منزل مى مانم. یکى دیگر از دخترهاى خانم نقاش، خانواده پر دختر آواره عراقى را عقد بستم و هدیه اى به او دادم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. در گزارش ها مطلب مهمى

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل بودم. چون مجلس تعطیلات تابستانى دارد، این روزها زیادتر در منزل مى مانم. یکى دیگر از دخترهاى خانم نقاش، خانواده پر دختر آواره عراقى را عقد بستم و هدیه اى به او دادم.

نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. در گزارش ها مطلب مهمى نبود. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد و از مشکلات کار بنیاد تدوین تاریخ گله داشت. ایشان را دلدارى دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا