ساعت پنج و نیم، بعد از نماز صبح براى کوهپیمایى رفتیم. ازکنار دره دارآباد بالا رفتیم. در مسیر با افراد متفرقه اى که به کوه آمده بودند، احوال پرسى کردم. چند خانم چادرى هم آمده بودند. معلم بازنشسته، آقاى جهرمى گفت، معلم بچه هایم در [مدرسه] نیکان بوده و
ساعت پنج و نیم، بعد از نماز صبح براى کوهپیمایى رفتیم. ازکنار دره دارآباد بالا رفتیم. در مسیر با افراد متفرقه اى که به کوه آمده بودند، احوال پرسى کردم. چند خانم چادرى هم آمده بودند. معلم بازنشسته، آقاى جهرمى گفت، معلم بچه هایم در [مدرسه] نیکان بوده و تقاضا نمود که به سران انجمن حجتیه وقتى بدهیم تا مشکلات ناشى از سخت گیرى ها را توضیح بدهند. در قسمت هاى بالا، شیب ها خیلى تند و صخره اى شدکه به سختى پیش
مى رفتیم. چندین چشمه کم آب در مسیر بودکه در نهایت، در عمق دره، رودی کوچک را تشکیل مى دهند و در ارتفاعات، برنامه درختکارى توسط جهاد [سازندگی] در حال اجراست.
در مراجعت به جمع چند خانواده رسیدیم. خیلى شور و شعف اظهارکردند؛ خانواده ای تبریزى بودند که عکس هم گرفتند. در قهوه خانه اى در مسیر توقف کردیم و صبحانه خوردیم؛ تخم مرغ و عسل و سرشیر. صاحب قهوه خانه به نام فرامرز قیدی، در مورد منطقه و قهوه خانه اش توضیح داد و گفت، اکثر مردم دارآباد فامیل «قیدی» دارند، چون هنگام شروع دادن شناسنامه، از خود بى توجهى نشان داده اند و مأموران سجلی، از پیش خودشان فامیل قیدی را ثبت کرده اند! براى ثبت زمین قهوه خانه اش کمک خواست و نیز براى بهترشدن وضع [آنتن شبکه های] سیما که در پشت کوه ها خوب نمى گیرد، استمداد کردند.
به خانه آمدم. فاطى آمده بود. احوال پرسى کردم؛ حالش خوب است. به دفترم رفتم. آقاى [عبدالحسین] وهاجى، [رییس کل گمرک] آمد.گزارش کامپیوترى شدن گمرک و تقویت کار با سرباز را داد و براى ماندن در گمرک یا رفتن به وزارت بازرگانى مشورت کرد. آقاى دکتر [سیدمحمود] طباطبایى، رییس دانشگاه علوم پزشکى شهید بهشتى آمد. گزارش توفیقات را داد و گفت، چند میلیارد تومان کمبود بودجه دارند و نمى داند که ماندنى است یا نه.
آقاى [محمدباقر] نویسى، رییس دفتر رییس مجلس آمد. از جناحی عمل کردن دولت، به شدت نگران است و از من چاره مى خواست. عصر آقاى محمودی، [مدیر امور بین الملل نهاد] آمد. گله داشت که در نهاد ریاست جمهورى توجهى به او نشده است. آقاى محسن رضایى، [دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام] آمد و نظراتم را براى شروع کار گرفت.
برادر[محمدحسین] احمدی، [مسئول نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه علوم پزشکی] و خانم صفایى آمدند. از من درخواست نمودند که براى اصلاح حوزه قم و نیز کمک به تحصیلات عالیه طلاب زن در قم، وقتى بگذارم. عقد ازدواج دختر یکى از پاسداران را بستم.
شب آشیخ محمد [هاشمیان] و بستگان میهمان مان بودند. از ممنوع شدن موقت ورود پسته ایران به اروپا به خاطر آفلاتوکسین خیلى نگران اند و آن را اقدام سیاسى مى دانند؛ محسن هاشمیان، معتقد است که دیگر مسئولیت شرکت [تعاونی صادرکنندگان] پسته را نپذیرند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام