خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:56کد خبر27411

در بین راه مجلس به بیمارستان قلب رفتم و از آقایان [سیدجلال الدین] طاهرى اصفهانى، حسن سعید و خراسانى - از علماى آواره عراق که سه فرزندش [در آن کشور] زندانى هستند - عیادت کردم. در مجلس، عمده وقتم به ملاقات ها گذشت. آقاى میرزا طاهرى آمد و از عزل خودش از

در بین راه مجلس به بیمارستان قلب رفتم و از آقایان [سیدجلال الدین] طاهرى اصفهانى، حسن سعید و خراسانى - از علماى آواره عراق که سه فرزندش [در آن کشور] زندانى هستند - عیادت کردم. در مجلس، عمده وقتم به ملاقات ها گذشت.

آقاى میرزا طاهرى آمد و از عزل خودش از ریاست سازمان محیط زیست گله داشت و براى گرفتن مأموریت کمک خواست و من کمک کردم. آقاى [محمود] واعظى معاون وزیر پست و تلگراف و تلفن آمد. گزارشى از طرح ماهواره مخابراتى داد که قرار است با ژاپن قرارداد ببندیم و در خصوص مشارکت با ترکیه و پاکستان در این طرح، مشورت کرد. گفتم اگر از خودمان باشد و به آنها کانال اجاره بدهیم، بهتر است، ولى کارشناسان باید نظر بدهند. همچنین او از [آقاى حسن عابدینى] استاندار آذربایجان شرقى به خاطر مخالفت با تعویض [آقاى صوفى] مدیرکل مخابرات استان شکایت داشت.

وزارت نفت اطلاع داد که عراق از ارتفاع بالا چند بمب به خارک انداخته که خسارتى نداشته است. به نیروى هوایى اعتراض کردم. آقاى مهرآیین مدیر کل خدمات مجلس آمد. از تداخل وظایف شاکى است و مى خواهد استعفا بدهد. گفتم مشکلات و راه حل ها را بنویسد.

آقاى محسن مرعشى آمد و پیشنهادهایى براى فروش اسلحه داشت. همسر شهید شیرودى آمد و براى انتقال منزل به تهران و گرفتن کار کمک خواست. آقاى [مهدى] موحدى کرمانى [نماینده امام در شهربانى کل کشور] آمد و از کمبود بودجه شهربانى و زندانى ها و تبعیض ها گفت.

دو نفر از ستاد امداد و درمان جبهه آمدند و از نابسامانى هاى درمان در جبهه ها و عدم قدرت ستاد امداد و درمان گفتند. آقاى [محسن] رضایى هم تلفنى از همین موضوع گله کرد. با آقاى [جواد] اژه اى [رییس سازمان بهزیستى] صحبت کردم که گفت وضع رو به بهبود است.

نخست وزیر تلفنى خواست که خدمت امام برویم و اجازه بگیریم که از بانک ها ده میلیارد تومان براى مخارج جنگ اضافه بر بودجه قرض کنیم. آقاى [جلیل] بشارتى مسئول پیگیرى شکایات مردم از نخست وزیرى آمد و گزارشى از کارهایش را داد. سرهنگ [مصطفى] ترابى آمد و گزارشى از وضع دفاع هوایى در جزیره خارک داد. گفتم بررسى شود و در صورت لزوم یکى از موشک هاى سام - که از لیبى مى گیریم - در خارک مستقر شود. شب به خانه آمدم و تنها خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا