با همراهى آقای علی اف به کارخانه کولرسازى رفتیم. خیلى وسیع است. سالیانه چهارصد هزار دستگاه کولر گازى تولید مى کند. بیست سال کار کرده و گفتند 90 درصد مواد آن از خارج وارد مى شود. در ایران هم بازار فروش دارند، ولى 75 درصد آن در جمهورى هاى شوروى سابق مصرف مى
با همراهى آقای علی اف به کارخانه کولرسازى رفتیم. خیلى وسیع است. سالیانه چهارصد هزار دستگاه کولر گازى تولید مى کند. بیست سال کار کرده و گفتند 90 درصد مواد آن از خارج وارد مى شود. در ایران هم بازار فروش دارند، ولى 75 درصد آن در جمهورى هاى شوروى سابق مصرف مى شود. این کارخانه را هم آقای علی اف با حمایت برژنف ساخته است.
از آنجا به آکادمى علوم آذربایجان رفتیم. رییس و مدیران استقبال کردند و توضیحات دادند. در سالن، مراسمى براى اعطای عضویت افتخارى من در آکادمى و تقدیم عالى ترین درجه علمى آذربایجان، به دلیل خدمات علمى، سیاسى و انسانى من داشتند. رییس اکادمی، آقای علی اف، نماینده شعرا و نماینده موسیقى دانان صحبت کردند و ضمن ستایش از من و ایران، مطالب جالبى از انقلاب اسلامی و همکارى دو کشور گفتند. من هم صحبت مفصلى نمودم. احساسات و استقبال بسیار گرم بود. معاون آکادمى، یک خانم وزین بود که مى گفتند درجات عالى در رشته پزشکى و فلسفه دارد.
به اقامتگاه برگشتیم و در جلسه اى با حضور همراهان و خبرنگاران شرکت کردیم. چهارده سند همکارى امضا شد. سپس در یک مصاحبه مطبوعاتى مشترک، به سئوالات خبرنگاران پاسخ دادیم. سپس با هم براى ناهار رفتیم. بعد از ناهار من براى استراحت و نماز رفتم. قرار بود از کارخانه سکوسازى در دریاى خزر بازدید کنیم که به خاطر ضیق وقت و بارش باران منصرف شدیم. مهدی و آقای آقازاده رفته بودند، بازدید کرده بودند و از عظمت آن بسیار گفتند. مى توانند سکوهاى حفار و بهره بردارى تا عمق سیصدمترى دریا بسازند که بسیار مهم است.
علی اف گفت کارخانه سکوسازی را در زمان قدیم، با حمایت برژنف، با چهارصد میلیون دلار از آمریکا خریده اند. پیشنهاد کردیم که به نحوى با مشارکت و یا با پیمانکارى و یا کرایه، ما هم استفاده کنیم. در سر میز شام توافق کردیم که راه آهن آستاراخان را تا آستاراى ایران برسانیم. آقاى صورت حسین اُف، نخست وزیر هم آمد. احوال پرسى کردیم. با آقای علی اف اختلاف پیدا کرده اند. بنا دارد او را کنار بگذارد. با اینکه به کمک او به قدرت رسیده، اما اعتماد به او ندارد. در لحظات آخر اطلاع دادند که در زنگلان گلوله پرانى شروع شده که قرار شد پیگیرى کنیم. حسابى بریده اند و اصرار دارند، به هر قیمت جنگ متوقف شود.
تقریباً همه جا در حرکت ها و بازدیدها، رییس جمهور همراه من بود و فرصت زیادی داشتیم که در مسیرها، در اتومبیل صحبت کنیم و سفیرمان هم مترجم خوب و مطمئنی بود و همیشه همراهمان. از نکات جالب همین است که اعتمادشان به سفیر ما در این حد بالا بود که آن مسایل محرمانه را مطرح کردیم.
یکى از حرف هاى مهم و تکراری اش این بود که ایران از این فرصت جنگ با ارامنه استفاده کند و حضور خودش را در آذربایجان بالا ببرد و گاهى تعبیر مى کرد که اینجا از آن ایران بوده و حالا هم بیایید دفاع کنید و اداره کنید. در نخجوان هم که بود، شبیه این حرف ها را مى زد و تحلیل مى کرد که اگر شما آذربایجان را تحت قدرت خود بگیرید، حاکمیت روسیه در کل قفقاز متزلزل مى شود. گاهى مى گفت، ایران و آذربایجان، با هم مى توانیم روسیه را تا روى سنگ مرز اصلی اش عقب برانیم؛ چون داغستان و تاتارستان و چچن اینگوش و اوستیا، همه از حاکمیت روس ها ناراضى اند؛ البته چون به خاطر استیصال در جنگ و حمایت روسیه از ارامنه به این مواضع افتاده اند، نمى توانیم اطمینان کنیم، به خصوص که براساس اظهارات آقاى نیازُف، اینها در مشترک المنافع و بحث [رژیم حقوقی] دریاى خزر با خواسته هاى روس ها هماهنگ هستند.
ضمناً از آقاى نیازُف هم انتقاد داشت. مى گفت کم کم دارد حالت شاه سلطان را مى گیرد و از ساخت مجسمه، نامگذارى هاى به نام خود و تعریف هاى زیاد در رسانه ها و حذف مخالفان، برای اثبات حرف خود استدلال مى کرد، شبیه اظهارات آقاى نظربایف؛ البته خیلى هم خلاف نمى گویند. معتقد بود یهودی هاى صهیونیست ، پشت حوادث روسیه اند. روى هم رفته از سایر رؤساى جمهورى ها، فهمیده تر و کارکشته تر است، ولى در اداره آذربایجان مشکل دارد و همه مشکلات شان را به جبهه خلق نسبت مى دهند.
با بدرقه رسمى به سوى تهران پرواز کردیم. غروب رسیدیم. استقبال رسمى و مصاحبه مفصل در فرودگاه در پاویون جمهورى انجام شد. به سوى خانه حرکت کردیم. باران هم مى بارید. بارندگی از ظهر شروع شد. در آذربایجان هم از دیشب شروع شده بود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام