آقاى [نورسلطان] نظربایف آمد. با هم به سوى فرودگاه رفتیم. در راه دربارة مشکل روبل و آثار لغو شدن اعتبار روبل در سایر جمهورى ها و سرازیر شدن روبل هاى باطل شده به کشورهاى حوزه روبل مذاکره کردیم. نگرانى دارند، ولى چاره اى ندارند. مقدارى از رییس جمهور
آقاى [نورسلطان] نظربایف آمد. با هم به سوى فرودگاه رفتیم. در راه دربارة مشکل روبل و آثار لغو شدن اعتبار روبل در سایر جمهورى ها و سرازیر شدن روبل هاى باطل شده به کشورهاى حوزه روبل مذاکره کردیم. نگرانى دارند، ولى چاره اى ندارند.
مقدارى از رییس جمهور ترکمنستان انتقاد کرد و مدعى شد که او به سوى قهرمان کردن خود و دیکتاتورى مى رود. حدود چهل مجسمه از خودش ساخته و میادین مهم را به نام خودش نامگذارى و همه کارها را به نام خودش تمام مى کند و مخالفان را از میدان به در مى سازد. از مشکلات عظیم قرقیزستان گفت و نیز گفت تاکنون حق عبور گاز ترکمنستان از خاک قزاقستان و نیز حقوق عبور قطارها و ماشین و هواپیماها را نمى گرفته و از ماه آینده خواهد گرفت. مدعى است از همه آن کشورها طلبکار است و عجیب آنکه ترکمنستان هم مدعى طلب صد میلیارد روبلى از قزاقستان است.
با سان و رژه، بدرقه رسمى شدیم و به سوى شهر ساحلى آکتائو پرواز کردیم. نزدیک سه ساعت پرواز بود. استاندار و وزیر نفت هم همراهمان بودند. در فرودگاه سران شهر به استقبال آمدند و بلافاصله به سوى بندر و شهر حرکت کردیم.
در راه استاندار توضیح مى داد و خوشحال بود که براى تشریفات، اتومبیل شورلت آمریکایى به جاى اتومبیل هاى نامرغوب روسى تهیه کرده است. توضیحات خوبى از استان داد. با حدود یکصد و هشتاد هزار کیلومتر و سیصد هزار نفر جمعیت فقط در دو شهر، استانی کاملاً بیایانی و کویرى است. شهرها هم به کمک آب شیرین کن آباد شده است. شهر ساحلى و فاقد فضاى سبز مناسب، با آپارتمان هاى بسیار بلند است. رفتیم بندر را دیدیم؛ گفتند تا کشتى هفت هزار تنى را مى تواند بپذیرد. بالا آمدن آب دریای خزر، مزاحم جدی آنهاست.
سپس به نیروگاه هسته اى رفتیم. رییس نیروگاه توضیح داد. هفتصد مگاوات برق و یک صد هزار مترمکعب آب شیرین مى کند و در مدت هشت سال کار، حادثه ای نداشته است. از ساختمان نیروگاه و اتاق کنترل بازدید کردیم. در این استان، کارخانجات عظیم تولید اورانیوم، کود شیمیایى و پى وى سى دارند. در زمان شوروی سابق، استان بسته بود و فعلاً آزاد شده است. قبرستانى از مسلمان ها کنار راه بود که بیشتر فضاى آن را مقبره هاى خانوادگى کوچک گرفته بود. دریاچه اى بسیار وسیع در کنار جاده بود. گفتند پساب هاى شست و شوى خاک هاى معدن اورانیوم است که به خاطر حفظ محیط زیست، به دریا هدایت نشده و آنجا کم کم رادیواکتیو خود را از دست مى دهد. تعداد زیادی هواپیماى سمپاشى در فرودگاه بود که با توجه به عدم وجود مزارع در استان، نفهمیدیم چه مصرفى دارد.
به سوى باکو پرواز کردیم و حدود ساعت پنج بعد از ظهر رسیدیم. در فرودگاه استقبال گرمى داشتند. به جاى مصاحبه، پشت میکروفون، آقاى حیدر على اف و من صحبت کوتاهى کردیم. جمع زیادی از مردم جمهوری آذربایجان و ایران هم در فرودگاه شعار مى دادند. بیرون فرودگاه، جمعیت فراوانی با پلاکارد و عکس اجتماع کرده بودند و شعار الله اکبر مى دادند. با آقاى حیدرعلی اف پیاده شدیم و مقدارى جلوى مردم راه رفتیم و به احساساتشان پاسخ دادیم. از فرودگاه تا محل اقامت، در اغلب مسیر، دو طرف خیابان ها جمعیت زیادی صف کشیده بودند و ابراز احساسات مى کردند. در یکى از میدان هاى شهر هم که اجتماع عظیم بود، باز براى پاسخ به ابراز احساسات پیاده شدیم.
به اقامتگاه رفتیم. بعد از کمى صحبت با آقای علی اف، وضو گرفتیم و به سوى مسجد حرکت کردیم. جمعیت کمى در مسجد بودند. پلیس به بهانه امنیت، مانع ورود مردم شده بود. نماز جماعت به امامت من اقامه شد. سپس آقاى [الله شُکُور] پاشازاده و امام جماعت مسجد خیرمقدم گفتند و من صحبت کوتاهی دربارة استقلال و آزادی و اسلامى شدن و جنگ کردم.
به میهمانسرا برگشتیم. دکتر [حسن] حبیبى از تهران تماس گرفت و دربارة گران شدن ارز و راه علاج و تعرفه ها صحبت کرد؛ قبلاً دکتر عادلى توضیحات داده بود. شام خصوصى از طرف آقای حیدر علی اف در میهمانسرا داده شد. مهدی و یاسر و دکتر ولایتى و پسرش [آقای الهام علی اف] و آقای حسن اف، [نخست وزیر] بودند و [آقای علی اصغر نهاوندیان]، سفیرمان مترجم بود. بیشتر دربارة روسیه و جمهوری ها و اوضاع آذربایجان صحبت کردیم. بعد از شام خصوصى گفت که در ارسال سلاح هاى خریده شده از تهران تعجیل شود و نیز اسلحه هایى که فراریان از جنگ به ایران برده اند، به آذربایجان ارجاع شود؛ گفتم فوراً اقدام کنند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام