خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 20:30کد خبر32613

صبح زود بیدار شدم. اخبار را گرفتم. صدا و سیماى استان، خیلى خوب اخبار سفر را منتشر مى کند و قسمت اعظم برنامه هاى رادیو، مربوط به سفر است و اظهارات مردم را منتشر مى کنند که خیلى جالب، با شعر و سرود و جملات قصار و اظهارنظرهاى دوستانه و ستایش آمیز اقشار مختلف

صبح زود بیدار شدم. اخبار را گرفتم. صدا و سیماى استان، خیلى خوب اخبار سفر را منتشر مى کند و قسمت اعظم برنامه هاى رادیو، مربوط به سفر است و اظهارات مردم را منتشر مى کنند که خیلى جالب، با شعر و سرود و جملات قصار و اظهارنظرهاى دوستانه و ستایش آمیز اقشار مختلف مردم، مجموعه بسیارجالبى است. تقریباً در همه سفرها چنین است و اگر همه را جمع کنیم، مجموعه بى نظیر تاریخى و مجموعه اى از افکار و نظرات و ادبیات مردم است. هر سفر، یک جلد کتاب حجیم درمى آید.

به پادگان شهر که محل نشستن هلى کوپترهاست، رفتیم و به سوى دشت مغان پرواز کردیم. در مسیر، توضیحات خوبى توسط [آقای محمود احمدی نژاد]، استاندار، دریافت مى کردم. در کشت و صنعت مغان،کارخانه تولید شیرخشک صنعتى و کره و خامه را افتتاح کردیم. پیش از انقلاب، ماشین ها وارد شده و به خاطر کمى شیر، تاکنون راه نیفتاده بوده است. ظرفیت 180 تُن شیر در سه شیفت دارد. در مراسمى توضیحات مهندس [علی اصغر] خامنوى، مدیرعامل شرکت [کشت و صنعت مغان] را شنیدیم. مشکلات شرکت حل شده و به سود دهى رسیده؛ واحد بسیاربزرگ و کم نظیرى است. من هم صحبت دلگرم کننده اى نمودم.

از گاودارى ها بازدید و واحد پنجم با هزار رأس را افتتاح کردیم. به مزارع چغندر قند رفتیم. در گذشته عیار چغندر قند کم بود -9 درصد- و با تحقیقات و کمک یک مهندس ایرانى که در آمریکاست، عیار را تا 15درصد رسانده اند و با اصلاح بذر، برداشت در سطح را تا 90 تُن در هر هکتار بالا برده اند. از مهندس تشکر کردم و سوار بر تراکتور، مشغول جمع آورى چغندر شدم و مقدارى راندم؛ براى حُضار جالب بود.

در کنار کشت و صنعت، به یک مرکز عشایرى رفتیم. برنامه وسیعى است که جهاد سازندگى براى اسکان عشایر و خانواده هاى زیادی در منطقه اى با وسعت 14 هزار هکتار، با انتقال آب از کانال مسیل مغان اجرا مى کنند. ساخت سه شهرک و چند طرح دیگر هم در همان مراسم افتتاح شد. منجمله آبرسانى به 42 روستا و جاده هاى چندین روستا و اعطاى اسناد مراتع به مرتع داران و نمایشگاه هاى تحقیقاتى و خدماتى جهاد و نشان دادن شترهاى دوکوهانى. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی صحبت کرد. من هم صحبت دلگرم کننده اى براى عشایر و روستاها و توضیح سیاست هاى محرومیت زدایى و عدالت اجتماعى دادم. اجتماعات شان بسیار وسیع و پُرشور بود.

به محل سد گى بیگلو در شمال شرقى مشکین شهر پرواز کردیم. توضیحات آقایان زنگنه و کیافر را شنیدیم. سد مهمى است، روى رودخانه قره سو، با ظرفیت تنظیم 120 میلیون مترمکعب آب و نیز توضیحات دربارة طرح استفاده از زمین گرمایى در دامنه قله سبلان با برنامه تولید 100 مگاوات برق از حرارت آب گرم. صحبت مفصلى دربارة هر دو طرح کردم. خواستم که آبیاری با رژیم تحت فشار باشد که همه اراضى دیم را آبى کنیم. اسم سد را سبلان گذاشتیم و با انفجار، مراسم انجام شد. مدتى است کار شروع شده و مراسم طرح های آب شُرب مشکین شهر و آب پارس آباد هم همان جا انجام شد.

به سوى سد یامچى در جنوب غربى اردبیل پرواز کردیم. توضیحات مهندس مشاور را شنیدیم. یک جانباز جنگ است که پایش در جنگ قطع شده. آن روز افسر وظیفه بوده. سد مهمی با ظرفیت یک صد میلیون متر مکعب بر رودخانه بالیغلی چای است.

به شهر برگشتیم. در پادگان سربازان و افسران و درجه داران در صفوف منظم استقبال گرمى داشتند. به آنها اظهار محبت کردم. ناهار را با محسن در اتاق محل اقامت خوردیم و کمى استراحت کردیم. یک آمپول پنى سیلین، به خاطر عوارض سرماخوردگى تزریق کردند.

سپس به مجتمع مسکونى و خدماتى براى جانبازان رفتیم که کار خوبى است، براى حدود 300 جانباز. صف طولانى از جانبازان، روى ویلچرها با گرمى استقبال کردند و مسایل بدن سازی و معالجه و طرح هاى مجهز براى اسکان درکنار دریاچه زیباى شورابیل، براى پنج استان. آقاى [محسن] رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] توضیح داد. سپس با ماشین اطراف دریاچه دورى زدیم. مجتمع تفریحى زیبایى درست کرده اند. به تدریج آب شور را شیرین مى کنند و اکنون ماهى قزل آلا هم تولید مى شود.

سپس به کارخانه لاستیک سازى آرتاویل در غرب اردبیل رفتیم. در مسیر روستاییان استقبال گرمى داشتند.کارخانه عظیمى است، با ظرفیت30 هزارتُن که مى خواهند به 50 هزارتُن برساند؛ از بخش خصوصى و مدرن و بخشى از آن رادیال است. توضیحات شنیدیم و از خط تولید بازدیدکردیم. در جمع حضار، پس از گزارش وزیرصنایع، دربارة صنایع لاستیک کشور، دربارة اهمیت صنایع لاستیک و این کارخانه و قدردانى از مدیران طرح حرف زدم .

عصر شوراى ادارى استان هم جلسه داشت، با گزارش استاندار و یکى از نمایندگان استان و صحبت من دربارة شرایط موجود و آینده استان و توضیح وضع خوب اقتصادی کشور بود . شب در جلسه فرهنگیان و دانشگاهیان و شعراى استان شرکت کردم. جلسه باروحى بود. سرودی در وصف کارهاى دولت و رییس جمهور اجرا شد. شاعرى به نام عابدیان هم شعر غرایی دربارة من سروده بود، خواند . برنامه تواشیح و قرآن بود و سپس مداحى آقاى [سلیم] مؤذن زاده اردبیلى که صداى گرمى دارد و گزارش [آقای رضا مستقیم]، رییس دانشگاه اردبیل و [آقای هوشیار]، مدیرکل آموزش و پرورش و سرانجام صحبت هاى مفصل من دربارة اوضاع فرهنگى وعلمى کشور در استان انجام شد.

به فرودگاه رفتیم. در پاویون مراسم افتتاح چند طرح بود. روشنایی فرودگاه براى پرواز شب و روشنایی پیچ های گردنه حیران و نیز بهره بردارى از چند نقطه راه با گزارش مدیرکل راه استان و آقاى [علی] شاهچراغى، [رییس سازمان هواپیمایی کشوری] و صحبت های من . ساعت نُه و نیم شب به سوى تهران پرواز کردیم. شام را در راه خوردیم. نمایندگان مجلس استان از سفر ممنون بودند. اصولاً مردم استان اردبیل، چون من را بانى

[تشکیل] استان مى دانند و این شعار را همه جا تکرار مى کردند، اظهار رضایت و امتنان دارند.

عکس شاخص آبان ماه

پشت

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا