خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 23:43کد خبر31112

دکتر [رضا] ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و دو معاونش، آقایان [علی] نوبخت و [علیرضا] زالى آمدند. از مزاحمت هاى وزارت اطلاعات شکایت کردند ؛گفتم کمک شان مى کنم. همسر شهید بهشتى آمد. براى جهیزیه دخترش و نیز براى تعویض منزل اش به منزل بزرگترى

دکتر [رضا] ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و دو معاونش، آقایان [علی] نوبخت و [علیرضا] زالى آمدند. از مزاحمت هاى وزارت اطلاعات شکایت کردند ؛گفتم کمک شان مى کنم.

همسر شهید بهشتى آمد. براى جهیزیه دخترش و نیز براى تعویض منزل اش به منزل بزرگترى که بتواند دخترش را کنار خودش داشته باشد، کمک خواست. از ضعف مدیریت بنیاد شهید گفت.

دکتر [سید محمدرضا] هاشمى [گلپایگانی] براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمد. آقاى [محمدعلی] انصارى آمد. حادثه انفجار بمب در حرم امام را توضیح داد و براى ایجاد منبع درآمدى براى هزینه هاى حرم استمداد کرد. از کمک هاى من تشکر نمود. براى مراسم ارتحال سال آینده مشورت کرد و گفت پیشنهاد شده است که خانم ها را بدون چادر به حرم راه ندهند، ولى خودش موافق نیست. پیشنهاد داد که مصلاى تهران ساخته نشود و نمازجمعه در مرقد برگزار شود که مخالفت کردم. خواست که رفقایش در مجمع روحانیون مبارز را جذب کنیم و دلجویى نماییم و به گونه اى از زبان رهبرى تأیید شوند؛ مخصوصاً آقایان کروبى و خویینى ها. گفتم اشتباه است که کناره گیرى مى کنند.

عصر شوراى عالى امنیت ملی جلسه داشت. دربارة پناهندگان از حزب اسلامى حکمتیار که از هرات فرار کرده اند، قرار شد آنها را در اردوگاه با اطلاع حکومت افغانستان نگه داریم؛ تاکنون حدود پانصد نفر، با اسلحه آمده اند. دربارة فراریان پ.ک.ک [= حزب کارگران کُرد ترکیه] نیز که از عراق به ایران پناه آورده اند، قرار شد بازداشت باشند و در صورت آمادگى ترکیه براى مبادله با ضدانقلاب ایران معاوضه شوند. در مورد ابوموسى، جنوب عراق و تاجیکستان هم بحث و تصمیم گیرى شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا