خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/08/03 - 00:16کد خبر33324

ساعت پنج ونیم صبح، براى کوه نوردی در ارتفاعات مُشرف به باغ فولادی رفتیم. آقایان عباس ملکى، داوود روزبهانى و صالحى هم آمده بودند. آقاى روزبهانى که مسئول طرح است، توضیحات داد که این منطقه تا نزدیک کلک چال، درگذشته به نام [اردشیر] زاهدی ثبت شده بوده که بعد

ساعت پنج ونیم صبح، براى کوه نوردی در ارتفاعات مُشرف به باغ فولادی رفتیم. آقایان عباس ملکى، داوود روزبهانى و صالحى هم آمده بودند. آقاى روزبهانى که مسئول طرح است، توضیحات داد که این منطقه تا نزدیک کلک چال، درگذشته به نام [اردشیر] زاهدی ثبت شده بوده که بعد از انقلاب، از رقوم 1800 متر به بالا، ملى اعلام شده و اموال زاهدی هم مصادره شده و در اختیار بنیاد جانبازان است و قسمتى هم از ملک فولادی و گلسرخى و... اضافه شده و مجموعاً تبدیل به مجتمع فرهنگى مى شود، مثل آنچه که در لشکرک درست شده است. آقاى ملکى، در مورد طرح وزارت امورخارجه، در ارتفاعات کنار منطقه شهید محلاتى، توضیح و نیز نظراتى در مورد روسیه و آذربایجان ارایه داد.

بیشتر وقت را صرف مطالعه بولتن ها و جراید و کتاب خاطرات تیمسار [عباس] قره باغى، رییس ستاد مشترک ارتش شاه کردم؛ کتاب خواندنى است و اطلاعاتی به دست مى دهد و کتاب [خاورمیانه جدید] شیمون پرز که تلاش دارد، خطرات جنگ و منافع صلح را توضیح دهد و امید ادغام اسراییل در مجموعه کشورهاى منطقه را دارد.

فائزه آمد. در مورد تلاش آقاى [علی] رازینى و عوامل دیگر، براى انصراف آقاى [محمود علیزاده] طباطبایى، [شاهد کتک خوردن آقایان عبدالله نوری و عطاءالله مهاجرانی در حاشیه نمازجمعه تهران]، در مورد دادن شهادت علیه آقاى [محمدرضا] نقدی در دادگاه، توضیح داد.

شب آقاى [علی اصغر] مروارید و همه اعضاى خانواده اش - سه داماد و چهار دختر و یک پسر و چند نوه- میهمان مان بودند. بچه هاى خودمان هم جمع بودند؛ جز فائزه و بچه هایش. جلسه خوبى بود. بعد از سال ها که چنین ملاقاتى نبود، موارد فراوانى از خاطرات گذشته یادکردیم. آقای مروارید، هفته قبل در منزل آقای احمد منتظری در قم، از طریق اِف اِف مذاکره کرده بود و با مزاح به احمد گفته بوده که چون با کم شدن درآمد، قدرت پرداخت شهریه نداشته اید، این وضع را به وجود آوردید!! از من خواست، ساختمانى را که در خلخال دارد، دانشگاه آزاد اسلامى بخرد. از رد شدن صلاحیت برادرش [آقای محمدتقی مروارید] در ایلام براى [انتخابات مجلس] خبرگان، گله دارد. یک دوره کتاب چاپ چدید مفتاح الکرامه برایم آورد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا