ساعت هفت صبح، با عبور از زیر قرآن که عفت، مطابق معمول هر سفر گرفته بود، به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى کرمانشاه پرواز کردیم. وزراى راه و ترابری و مسکن و شهرسازی و آقایان میرزاده و حسین [مرعشی] و نمایندگان استان همراه بودند. در فرودگاه
ساعت هفت صبح، با عبور از زیر قرآن که عفت، مطابق معمول هر سفر گرفته بود، به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى کرمانشاه پرواز کردیم. وزراى راه و ترابری و مسکن و شهرسازی و آقایان میرزاده و حسین [مرعشی] و نمایندگان استان همراه بودند. در فرودگاه کرمانشاه، مراسم مفصلى براى استقبال بود. بعد از مصاحبه ، به سوى شهر حرکت کردیم.
مردم، استقبال فوق العاده گرم و باشکوهى نمودند؛ قیافه هایشان خندان و چهره ها مصمم و صمیمى بود. هوای آفتابى و تمیز، بعد از یک هفته بارندگى کمسابقه هم براى مردم شیرین بود. چند بار اتومبیل در اثر ازدحام مردم متوقف شد. در سالن سرپوشیده ورزشگاه آزادی، با خانواده های ایثارگران ملاقات داشتیم.
بعد از خیرمقدم و سرودها و شعارها، من در توصیف مقام شهید و جهادگران و ایثارگران سخنرانى کردم. سپس پیاده به مراسمعمومى در فضاى باز ورزشگاه رفتیم. انبوه جمعیت، بسیار عظیم و فشرده و به قول خودشان بىسابقه و شور و احساسات هم در اوج بود.
[آقای محمدحسینزرندی]، امامجمعه و [آقای غلامرضا صحراییان]، استاندار و [خانم اختردرخشنده و آقایان اسماعیلططری و سیدآیتاله موسویاجاق]، سه نمایندة شهر به اختصار خیرمقدم گفتند. بین نمایندگان و امامجمعه و استاندار اختلاف شدیدی است، ولى به احترام حضور من، با هم کنار آمده اند. سخنرانى مفصلى براى مردم، در تعریف از آنها و اشاره به امکانات و استعداد استان و خدمات دولت و برنامه هاى آینده و وعده هاى دلگرمکننده کردم.
سپس به سوى استاندارى رفتیم. باز هم در مسیر، همه جا اجتماع مردم و ابراز احساسات بود. ظهر به استانداری رسیدیم. کمى استراحت کردیم و مطالعه و نماز و سپس ناهار در جمع همراهان و میزبانان و سپس کمى استراحت و استماع اخبار انجام شد. به سوى فرودگاه حرکت کردیم و با هلى کوپترها به سوى اسلامآباد پرواز نمودیم. استاندار، در راه توضیحات میداد.
کنار اجتماع بسیار با شکوه مردم در ورزشگاه شهر فرود آمدیم. احساسات و هجوم مردم، مقدار زیادی از وقت را گرفت. چند زن، زیر دست و پاى دیگران لگدمال شدند؛ متأثر شدم. از مردم خواستم که از اطراف آنها کنار بروند. امام جمعه و نماینده استان در مجلس خیرمقدم گفتند و خواسته ها را مطرح کردند. سپس سخنرانى من بود که به خاطر ازدحام زیاد، به سختى انجام شد.
بلافاصله به سوى کرمانشاه پرواز کردیم. در مسیر از عملیات چهاربانده کردن جاده اسلام آباد - کرمانشاه بازدید نمودیم. سپس در محل طرح یکپارچهسازى و آبیارى تحت فشار منطقه دورود فرامان واقع در حومه کرمانشاه و کنار رودخانه عظیم «قرهسو» فرود آمدیم.
از مزارع تحت آبیارى طرح بازدید کردیم. در سالن مرکز ترویج کشاورزى، مهندسان و رییس اداره کشاورزى توضیحات خوبی دادند. به شکل جالبى، هزار هکتار از اراضى دیم تپه ماهور کنار رودخانه را یکپارچه برنامه آبیاری بارانی اجرا کرده بودند؛ با هزینه دویست و بیست هزار تومان براى هر هکتار. نکته جالب، حفظ حالت تپه ماهور است. مردم روستاهاى اطراف اجتماع کرده و با قربانى ها و طبل و دهل و ساز، ابراز شادمانى مى کردند. از یکى از استخرها در ارتفاعات بازدید و موتورخانه را افتتاح کردیم.
از آنجا به سوى مقبره مرحوم فاضل تونى رفتیم. در مسیر روستاییان و مردم حاشیة شهر، استقبال گرمى داشتند. مغرب به مقبره رسیدیم. در حال ساخت است. سه قرن و نیم پیش در زمان صفویه ، در مسیر برگشت از عتبات ، کنار پل قدیمى فوت کرده است.
نماز مغرب و عشا را آنجا خواندیم. جمع زیادی از مردم روستاى چقازرد جمع شده بودند. از آنجا به اداره مخابرات رفتیم. مراسم براى افتتاح بیست و چهار هزار شماره تلفن بود. مدیران گزارش دادند و من بعد از سخنرانی ، تلفن مراکز شهرى و روستایى را افتتاح کردم.
به مسجد جامع رفتیم. آقاى زرندی، امام جمعه کرمانشاه در جمع علما و طلاب استان، گزارش داد و خیرمقدم گفت و خواسته ها را مطرح کرد؛ خوب صحبت کرد. من هم صحبت طولانى دربارة موقعیت و وظایف روحانیت و برنامه پنجساله اول توسعه و خدمات انقلاب و دولت داشتم.
شام خوردیم. به دستور من، مسجد جامع را با استفاده از اعتبارات بازسازى، خیلى خوب ساخته اند. به استاندارى برگشتیم. خاطرات را نوشتم. مقدارى مطالعه کردم و خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام