خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/08/03 - 07:10کد خبر33360

در منزل بودم. براى خطبه هاى جمعه در مورد زندگى امام على(ع)، مطالعه کردم. در دانشگاه تهران اقامه جمعه نمودم. خطبه اول را دربارة حضرت على(ع) و دوم را در مناسبت هاى هفته و فراموش کردم، دربارة 13 آبان و فلسطین صحبت کنم. در رکعت اول نمازجمعه یادم آمد؛ متأثر

در منزل بودم. براى خطبه هاى جمعه در مورد زندگى امام على(ع)، مطالعه کردم. در دانشگاه تهران اقامه جمعه نمودم. خطبه اول را دربارة حضرت على(ع) و دوم را در مناسبت هاى هفته و فراموش کردم، دربارة 13 آبان و فلسطین صحبت کنم. در رکعت اول نمازجمعه یادم آمد؛ متأثر شدم و این حالت باعث شد که سهو مهمى بشود و از قنوت بدون رکوع، یکسره به سجده بروم. با فریاد رکوع آقاى [محمود] مرتضایى فر، [وزیر شعار] که معمولاً در رکعت اول مى گوید که مأمومین اشتباه نکنند، متوجه شدم و به رکوع برگشتم.

نمى دانم چه تعداد از نمازگزاران متوجه شدند. تردیدی در حکم این سهو که یک سجده هم انجام شده بود، نمودم. بعد از نماز، با آقاى [محمدعلی] موحدی کرمانى که در صف اول بود، صحبت کردم؛ به این نتیجه رسیدیم که سجده سهو کافى است و نیاز به اعاده نماز نیست؛ با توجه به اینکه براى برگشت به رکوع، قیام متصل به رکوع را مراعات کرده بودم.

ظهر بچه ها جمع بودند. معصومه اینجا بود. براى پسرش که در دانشگاه آزاد چالوس قبول شده، دستور انتقال به تهران مى خواست؛ دادم. گفت، چند ماه است که کارخانه جامکو که در آن کار مى کند، حقوق کارگران را نداده است؛ کمک اش کردم.

پیش از ظهر، فاطى هم آمد. با ارایه مدارکى، خواست که در نمازجمعه در مورد ترویج پیوند اعضای مرده به زنده - مرگ مغزى که اعضاى دیگرش از کار نیفتاده- صحبت کنم و مهدی خواست که هنگام نصب سکوى دوم پارس جنوبى، به آنجا بروم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا