خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 21:52کد خبر26305

تا ساعت هشت صبح مطالعه كردم. تا ظهر در جلسه علنى مجلس بودم. ظهر سرهنگ حاتمى آمد و از بيكارى گله كرد و كمك مى خواست. مشكلات مديريت خود را در دانشكده افسرى توضيح داد. آقاى غزالى فرمانده سپاه خراسان آمد و از نفوذ خط مجاهدين انقلاب اسلامى در سپاه و مطالبى از

تا ساعت هشت صبح مطالعه كردم. تا ظهر در جلسه علنى مجلس بودم. ظهر سرهنگ حاتمى آمد و از بيكارى گله كرد و كمك مى خواست. مشكلات مديريت خود را در دانشكده افسرى توضيح داد. آقاى غزالى فرمانده سپاه خراسان آمد و از نفوذ خط مجاهدين انقلاب اسلامى در سپاه و مطالبى از سمينار نمايندگان امام در سپاه گفت. نمايندگان آذربايجان غربى هم آمدند و از استاندار آنجا و آقاى [على اكبر] ناطق نورى وزير كشور به خاطر حمايت از استاندار شكايت داشتند، مصاحبه مطبوعاتى درباره مجلس خبرگان داشتم.

مسئولان سپاه پاسداران و صداوسيما براى رفع گله ها و انتظارات طرفين در دفتر من جلسه داشتند كه دو ساعتى طول كشيد. سپاه توقعات زيادى داشت و در نهايت قانع شد. ابتدا طلبكار بود و در خاتمه بدهكار شد، ولى تفاهم برقرار گرديد.

آقاى [محسن] رضايى اطلاع داد كه امروز صدامى ها در جبهه عمليات محرم با گازهاى اشك آور و شيميايى حمله كرده اند و نيروهاى ما كمى عقب نشسته اند، ولى با حمله مجدد، عراقي ها را عقب رانده اند. شروع حركت خطرناكى است. بعث عراق دچار مشكلات جدى در جبهه ها شده است و حاميان مستكبرش هم ناراحتند. قاعدتاً هر كارى از دست شان برمى آيد براى نجات صدام و جلوگيرى از پيروزى ما، كوتاهى نخواهند كرد. بايد براى دفاع از اين سلاح خطرناك فكرى بكنيم. شب در دفتر كارم ماندم. به اخبار گوش دادم و گزارش ها را خواندم. ریيس جمهورى براى شركت در مراسم هفتم شهداى اصفهان به آن شهر رفته اند و سخنرانى كرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا