خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 17:24کد خبر27093

ظهر، احمدآقا آمد. از سفر ده روزه برگشته. به روستاهاى اطراف اصفهان، کاشان، نجف آباد و قم رفته [بودند]. از روحیه و رضایت روستاییان و کمک هاى جهاد سازندگى و دولت به این مناطق، خیلى راضى است. تصمیمات جلساتى که در غیبت ایشان، با سران قوا درباره ستاد انقلاب

ظهر، احمدآقا آمد. از سفر ده روزه برگشته. به روستاهاى اطراف اصفهان، کاشان، نجف آباد و قم رفته [بودند]. از روحیه و رضایت روستاییان و کمک هاى جهاد سازندگى و دولت به این مناطق، خیلى راضى است. تصمیمات جلساتى که در غیبت ایشان، با سران قوا درباره ستاد انقلاب فرهنگى داشتیم، به ایشان گفتم که خدمت امام بگویند.

آقاى عسکراولادى آمد. از بى تفاوت شدن مردم نسبت به انقلاب، ابراز نگرانى مى کرد. مى خواست نتیجه بگیرد که دولت، خوب عمل نکرده است. بر ضرورت همکارى بیشتر من با جامعه مدرسین اصرار داشت. در مورد موضوع اول گفتم که باید هدف گیرى ما، قشر محروم جامعه باشد که اکثریت اند و مورد رضایت خدا و اسلام هم هست. در مورد موضوع دوم، تصدیق کردم و به ایشان توصیه کردم که لازم است انقلاب را از اتهام نارواى طرفدارى از سرمایه داران دور کنیم و حزب [جمهورى اسلامى] هم لازم است، نیروهاى خود را حفظ کند و گفتم حمایت هاى امام براى حزب مهم است و اکنون کسانى تلاش مى کنند که امام را قانع کنند که حزب از سیاست هاى امام فاصله گرفته است. یادآورى کردم، آخرین بار که من براى گرفتن اجازه تأسیس حزب با امام مذاکره کردم، ایشان نگران بودند که ماها به جاى حالت پدرى براى کل نیروهاى انقلاب، در یک بخش از نیروها محصور شویم و اکنون افق چنین نگرانى، بیشتر نمایان شده است.

گزارش ها را آوردند، تا ساعت ده شب، مشغول خواندن گزارش ها و تماشاى برنامه هاى تلویزیون بودم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا