خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 23:19کد خبر27293

در منزل بودم و بیشتر به مطالعه پرداختم. روحانیون به ملاقات امام آمده بودند. پیش از ظهر عقد ازدواج دو خواهرزاده ام - ناصر و مریم - را بستم. ظهر بستگان در منزل محمد - همشیره زاده - مهمان بودند و من در منزل تنها بودم. با آقایان صیاد [شیرازى] و محسن

در منزل بودم و بیشتر به مطالعه پرداختم. روحانیون به ملاقات امام آمده بودند. پیش از ظهر عقد ازدواج دو خواهرزاده ام - ناصر و مریم - را بستم. ظهر بستگان در منزل محمد - همشیره زاده - مهمان بودند و من در منزل تنها بودم.

با آقایان صیاد [شیرازى] و محسن رضایى صحبت کردم. صیاد 30 گردان نیرو از سپاه براى انجام عملیات آتى خواسته، ولى سپاه 20 گردان واگذار کرده است. محسن رضایى مدعى است که نیروى بیشتر ندارند و صیاد مى گوید بدون 30 گردان، نمى شود عملیات را شروع کرد؛ باعث تعجب او است که سپاه با داشتن بیش از صدهزار کادر سپاهى ثابت و این همه بسیجى داوطلب، چگونه نمى تواند 30 گردان نیرو تحویل دهد؟ گردان هاى سپاه معمولاً سیصد نفرى است. شب این مسأله را با [آقاى محسن] رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] در میان گذاشتم و گفتم اگر واقعاً چنین است، باید لشکرهاى سپاه را در هم ادغام کرد که تشکیلات سپاه این همه نیرو را پخش و بى اثر نکند. در گزارش ها مسأله مهمى نداشتیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا