خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:03کد خبر32442

ساعت شش و نیم صبح، براى صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح به پادگان سپاه رفتیم. سان و مراسم و سخنرانى من در موفقیت ها و موقعیت نیروهاى مسلح و تشویق آنها انجام شد. به سوى محل سد ملاصدرا در تنگه براق در شهرستان اقلید پرواز کردیم. از تنگه که خیلى جالب است و هزینه

ساعت شش و نیم صبح، براى صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح به پادگان سپاه رفتیم. سان و مراسم و سخنرانى من در موفقیت ها و موقعیت نیروهاى مسلح و تشویق آنها انجام شد. به سوى محل سد ملاصدرا در تنگه براق در شهرستان اقلید پرواز کردیم. از تنگه که خیلى جالب است و هزینه طرح را کم کرده و امکان تولید برق زیاد به وجود آورده، بازدید کردیم. توضیحات آقاى زنگنه، [وزیر نیرو] و مهندس توکلى، مشاور طرح، با شش میلیارد تومان هزینه و 400 میلیون مترمکعب ظرفیت دریاچه، و سخنان من در اهمیت و برکت و سودهاى طرح و ایجاد انفجار و گرفتن پرده از لوح انجام شد.

به سوى دشت بکان براى طرح اسکان عشایر پرواز کردیم. هلى کوپترها، مقدارى اشتباه رفتند و وقت مان را تلف کردند. دشت بکان با آب فراوان و بیش از 30 هزار هکتار زمین است. قسمتى از آن را براى اسکان عشایر که همان جا هستند، اختصاص داده اند و در پایین دشت، دریاچه اى از آب اضافی و زه آب دشت جمع شده و گفتند که به زمین فرومى رود و زیر دشت سد درودزن بیرون مى آید.

عشایر استقبال گرمى نمودند. خیرمقدم یک پسربچه با مضمون شکرگزارى از برنامه سازمان دهى و امید به آینده و سرود جالب گروهى از دانش آموزان و توضیحات کافى آقاى [محمدتقی] امان پور، معاون وزیر جهادسازندگی و نیز رییس امور عشایر. به هر خانواده ده هکتار زمین و وام ساخت مسکن داده اند.

به سوى اقلید پرواز کردیم. از دشت هاى نمدان و اقلید عبور کردیم. نماینده اقلید، آقاى [احمد] نیک فر توضیح مى داد. باتلاق عظیمى دیدیم که گفت، مشهور است بهرام گور اینجا فرورفته و مفقود شده است. اصولاً آب منطقه اقلید، بیش از نیاز است و سدهاى زیردست را تغدیه مى کند.

در اقلید استقبال مردم بسیار گرم بود. آنجا متوجه شدم که نماینده فعلى رأى نیاورده است. صحبت هاى خوب [آقای شیخ نقی وحیدی]، امام جمعه و [آقای احمد نیک فر]، نماینده که هر دو از کارهاى انجام شده و خدمات من و دولت گفتند و سرود خوبى اجرا شد. من هم صحبت دلگرم کننده اى داشتم. در مقابل قله پُربرف بُل دیده مى شد که بعد از دنا، بلندترین قله در استان است. آقاى حایرى شیرازى هم امروز همراه آمدند؛ همه جا!

به سوی آباده پرواز کردیم. براى افتتاح طرح هاى متعدد انتقال برق و پست [سورمق] که مجموعاً بیش از ده میلیارد تومان هزینه شده است. آقاى [بیژن نامدار] زنگنه، [وزیر نیرو] و [حمید] فتوره چى، [مدیرعامل شرکت برق منطقه ای فارس] توضیح دادند و من هم صحبت کوتاهى در اهمیت و گرانى صنایع برق نمودم.

به سوى مرکز آموزش فنى و حرفه اى آباده، کنار شهرک صنعتى شهر پرواز کردیم. از مرکز بازدید کردیم و از نمایشگاه صنایع دستى که جالب بود. ناهار و نماز و استراحت داشتیم. اهالى روستاى شهیدآباد که 43 شهید داده اند، آمدند و تقاضای شهرستان شدن صفاشهر را داشتند.

به سوى دهستان ایزدخواست پرواز کردیم. مردم دهستان، همگى از زن و مرد در بیابان، کنار محل احداث سد جمع شده بودند. دختربچه هاى شاهد، سرود دل انگیزى خواندند و من هم چندجمله اى برایشان در اهمیت آن سد و آب صحبت کردم. هشت هزار نفر جمعیت دارد و سد کوچکى روى رودخانه رحیمى، کنار روستا با ظرفیت حدود 20 میلیون مترمکعب زده مى شود که نیاز آنها را رفع مى کند.

آقایان زنگنه، [وزیر نیرو] و [خلیل] رضاییان، [مدیرکل آب منطقه ای فارس]، توضیحات دادند. در آنجا آب دیگری نیست و اصولاً آباده برخلاف اقلید، خشک و کم آب است. هنگام ورود به شهرستان، دو دختر بچه شهید در خیرمقدم خود، ماهرانه و هنرمندانه، از من تقاضاى انتقال آب از سرشاخه هاى کارون در «ماربر» به اینجا نمودند. در اجتماع بسیار عظیم مردم آباده هم شاعرى به نام ممکن، شعرى خواند با صداى خوب خودش و خواسته ها را منجمله آب را گفت و امام جمعه نیز ضمن خیرمقدم به من، به عنوان سردار سازندگى، خواستار اجراى سد مابر شد. سپاه شهر هم بالنى هوا کرده بود. من هم در صحبت هایم، قول تأمین آب را دادم.

کلنگ اجراى شبکه گاز را به زمین زدم. سپس به شهرستان بوانات پرواز کردیم که اخیراً از آباده جدا شده که منطقه پُرآب و خرمى است. در سوریان فرود آمدیم. به خاطر نزدیکی غروب و سان ست، توقف مان کوتاه بود. [آقای حافظ نجفی]، امام جمعه، خیرمقدم گفت و خواسته ها را مطرح کرد و من فقط هفت دقیقه صحبت کردم و وعده تأمین نیازهاى شهرستان جدید را دادم و از مدرسه اى بازدید کردم و فوراً پرواز کردیم، ولى نیم ساعتى هم در تاریکى پرواز کردیم که خطرناک و برخلاف ضوابط پرواز است.

در فرودگاه شیراز، طرح کلنگ زنى راه آهن شیراز- اصفهان را آماده کرده بودند؛ خواست مهم استان است. به محل رفتیم و با توضیحات مهندس [محمدجعفر] بهرامى، [معاون فنی و راه سازی وزیر راه] و مهندس [اکبر] تُرکان، [وزیر راه و ترابری] و صحبت کوتاه من شروع شد. رادیو هم مستقیم پخش مى کرد. به استاندارى رفتیم. جلسه شوراى ادارى داشتیم. [آقای محمد جهرمی]، استاندار، توضیح موفقیت هاى برنامه را داد و من هم صحبت مفصل تحلیلى در سیاست هاى برنامه و توفیقات داشتم و از مسئولان و مردم تشکر کردم. شام خوردم و با خستگى مفرط خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا