صبح زود به مجلس رفتم. در بيانيه وزارت خارجه درباره سقوط هواپيماى الجزايرى توسط عراق و كشته شدن سرنشينان آن - كه چهارده نفر بودند - پخش شد. پيش از شروع جلسه علنى با مهندس [ميرحسين] موسوى و دكتر ولايتى مذاكره تلفنى كردم
صبح زود به مجلس رفتم. در بيانيه وزارت خارجه درباره سقوط هواپيماى الجزايرى توسط عراق و كشته شدن سرنشينان آن - كه چهارده نفر بودند - پخش شد. پيش از شروع جلسه علنى با مهندس [ميرحسين] موسوى و دكتر ولايتى مذاكره تلفنى كردم و اخبار را گرفتم. پيش از دستور، اين عمل زشت عراق را محكوم كردم و آن را نشان سردرگمى سران آن كشور دانستم. پيش از آنكه عراق چيزى بگويد، لازم بود كه ما اعلام كنيم. نقص كار وزارت خارجه اين بوده كه سفارت الجزاير را دير مطلع كرده است كه مورد اعتراض آنهاست.
طرح اساسنامه سپاه در دستور بود و سپس چند لايحه تصويب شد. بعد از ظهر روحانيون عراق (جماعت العلما) آمدند و از اينكه آقاى حكيم به آنها كم بها مىدهد، گله داشتند. ايجاد توافق و همكارى بين نيروهاى اسلامى عراق بسيار مشكل است. آنها را نصيحت كردم و گفتم كه آقاى ریيسجمهورى مسئول هماهنگ كردن آنها هستند.
خانم آقاى على بابايى آمد و از توقيف اموال شوهرش گله داشت و تظلم مىكرد. به او گفتم، كه قبلاً توسط دكتر عالى به آقاى على بابايى پيغام دادهام كه اگر با منافقان همكارى ندارد، ظاهر شود و كسى كارى با او ندارد، و بقيه مسایل هم حل خواهد شد.
جلسه [جامعه] روحانيت مبارز امشب در دفتر من تشكيل گرديد و راجع به كانديداهاى [مجلس] خبرگان بحث و اتخاذ تصميم شد. جامعه مدرسين [حوزه علميه] قم در بيست مورد با ليست ما مخالفت كردهاند. جلسه تا ساعت دوازده طول كشيد و شب را در مجلس خوابيدم.





کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام