خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 20:03کد خبر26117

ساعت هشت صبح، جلسه [مجلس] شروع شد. به خاطر قرعه ‏كشى صندلي‏ها مقدارى تأخير پيش آمد. وزارت آقاى بهزاد نبوى و آقاى [غلامرضا]آقازاده در دستور بود. تقاضاى تشكيل جلسه خصوصى شد كه مخالفان بتوانند حرف‏هاى خود را بگويند و آنها از تريبون مجلس پخش نشود. يك ساعت جلسه خصوصى طول كشيد. مخالفان حرف مهمى ندارند. 

ساعت هشت صبح، جلسه [مجلس] شروع شد. به خاطر قرعه ‏كشى صندلي‏ها مقدارى تأخير پيش آمد. وزارت آقاى بهزاد نبوى و آقاى [غلامرضا]آقازاده در دستور بود. تقاضاى تشكيل جلسه خصوصى شد كه مخالفان بتوانند حرف‏هاى خود را بگويند و آنها از تريبون مجلس پخش نشود. يك ساعت جلسه خصوصى طول كشيد. مخالفان حرف مهمى ندارند. روى خط انحرافى (افراطى در اقتصاد) آقاى [بهزاد] نبوى تكيه مى‌كردند. از ساعت ده صبح جلسه وارد بحث شد. عصر هم جلسه ادامه داشت. اختلافات درون سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى جناح حزب‌الله سازمان عليه جناح بهزاد [نبوى] بيشتر در مجلس مطرح مى‏شد. از آنها دفاع مؤثرى كردم و با رأى بالایى هردو نفر پذيرفته شدند. آقاى نخست‏وزير هم بود و دفاع هم كرد.

ظهر ملاقات با فرماندار گلپايگان داشتم كه از ايذاءهاى نماينده گلپايگان شكايت داشت. آقاى اعتماديان سرپرست سازمان اوقاف، دكتر دستمالچى متخصص سطح بالاى طب كودكان را كه از آمريكا براى خدمت به انقلاب آمده بود، آورد و معرفى كرد. پيشنهاد مى‌كرد مجتمع پزشكى دانشگاه آزاد[اسلامى] در يزد باز شود.

مشهدى عيدى ميزبان زمان پيش از انقلاب من در اراك آمد و تقاضایى داشت. كمك كردم و يك كتاب به او هديه دادم.

عصر ملاقاتى با كاركنان مجله عروه‌الوثقى (مجله كودكان حزب) داشتم و برايشان صحبت كردم.  ملاقاتى هم با مسئولان سازمان بهزيستى داشتم و ملاقاتى با سرهنگ كتيبه كه از ستاد ارتش و شخص آقاى ظهيرنژاد شكايت داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا