خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:44کد خبر31340

تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. فرماندهان و بازرسان نیروى انتظامى آمدند. آقاى [رضا] سیف اللهى، [فرمانده نیروی انتظامی]، گزارش برنامه ها منجمله استقرار پاسگاه هاى مرزی در غرب کشور را داد و از هماهنگى با عقیدتى سیاسى و حفاظت و بازرسى اظهار رضایت کرد. من هم

تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. فرماندهان و بازرسان نیروى انتظامى آمدند. آقاى [رضا] سیف اللهى، [فرمانده نیروی انتظامی]، گزارش برنامه ها منجمله استقرار پاسگاه هاى مرزی در غرب کشور را داد و از هماهنگى با عقیدتى سیاسى و حفاظت و بازرسى اظهار رضایت کرد. من هم صحبت تشویق آمیز کردم و نصیحت به جلب اعتماد مردم نمودم. آقاى [قدرت] علیخانى، [رییس بازرسی نیروی انتظامی]، خصوصى اطلاع داد که آقاى [سید محمد] ابطحى کاشانى، [عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم]، گفته نامه محرمانه اى به رهبرى نوشته و اظهار نظر کرده است که بعضى از اعضای دفتر ایشان، خط مشى هاى مناسب سیاست کلى نظام را مخدوش مى کنند.

خبرنگاران مطبوعات داخلى آمدند. جمع زیادی بودند. حدود پنجاه سئوال را جواب دادم. دو ساعت طول کشید و خیلى خسته شدم. تقریباً عمده حرف ها را که مایل بودم، مطرح کردم؛ خوب بود.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. شب میهمان رهبرى بودم. مقدارى دربارة وضع مزاجى خودمان و خانواده هاى بیمارمان حرف زدیم. دربارة نیروگاه دارخوین، سفر فهد، [پادشاه عربستان سعودی] به ایران و برخورد نامناسب بعضى از افراطى هاى بسیجى مذاکره کردیم؛ توافق داشتیم. دیر وقت به دفترم آمدم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا