خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 19:25کد خبر26108

در خانه ماندم. براى درس مواضع [حزب جمهورى اسلامى] و خطبه‏ هاى نماز جمعه مقدارى درباره احياى موات و حيازت مطالعه كردم؛ و مقدارى هم راجع به كشورهاى خليج فارس. كارها را هم با تلفن انجام دادم. مقدارى از وقت هم صرف آب دادن به چمن و اصلاح باغچه و نهال كردن نعناع شد.

 

در خانه ماندم. براى درس مواضع [حزب جمهورى اسلامى] و خطبه‏ هاى نماز جمعه مقدارى درباره احياى موات و حيازت مطالعه كردم؛ و مقدارى هم راجع به كشورهاى خليج فارس. كارها را هم با تلفن انجام دادم. مقدارى از وقت هم صرف آب دادن به چمن و اصلاح باغچه و نهال كردن نعناع شد.

عصر احمدآقا آمد و راجع به چند مسأله بحث كرديم. با آقاى نخست‏وزير راجع به كارشكنى‏هاى گمركات در ترخيص مواد خام صنايع و تعلل بانك‏ها در پرداخت وام كارخانه‏ ها تلفنى صحبت كردم. احوال آقاى خامنه ‏اى را هم تلفنى پرسيدم؛ دست‏شان درد دارد. به كرم‌هاى ابريشم ياسر، برگ توت دادم.

آخر شب از جبهه جنوب خبر گرفتم. معلوم شد، نيروهاى ما قرار است براى محاصره كامل خرمشهر و گرفتن جاده‌هاى خاكى و پل عراق روى شط‌العرب ، حمله كنند و التماس دعا داشتند.

آقاى [ميرحسين] موسوى نخست‏وزير تلفن كرد و گفت كه صبح امروز، عراق به كارخانه گاز مايع در ماهشهر حمله هوايى داشته؛ بخشى از كارخانه را خراب كرده‌اند. گفتم كه بايد مسئولان پدافند را تنبيه كرد، چون در ماهشهر، هم [موشك] هاگ داريم و هم اورليكن و هم انواع ديگر اسلحه پدافند هوايى و [هواپيماى شكارى] اف14 هم در فضاست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا