خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۸

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۸
خواندن
5 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:51کد خبر31377

بعد از نماز صبح، آقايان [سیدمهدی] يثربي، [امام‌جمعه کاشان]، استاندار، محسن و ... هم از كاشان آمدند.

بعد از نماز صبح، آقايان [سیدمهدی] يثربي، [امام‌جمعه کاشان]، استاندار، محسن و ... هم از كاشان آمدند. با هم براي ديدن زيبايي‌هاي نياسر رفتيم؛ دره سرسبز و زييابي است. يك سال است كه شهر شده و شهردار همراه ما بود. در بالاي دره، چشمه پُرآبي است كه از زير يك آتشكده قديمي مي‌جوشد. در همان‌جا تأسيسات خوبي براي توريست‌ها در دست تهيه است. غار عجيبي در آنجا كشف شده؛ حدود 700 متر آن را بازسازي كرده‌اند. اسناد علمي و تاريخي وجود ندارد كه اين غار، چگونه و كي به وجود آمده، ولي معلوم است كه با طراحي شايد براي پناهگاه سازمان يافته است. 

هدف سفر، تماشاي مراسم گل‌چيني و گلاب‌گيري بود كه در همان‌جا دو واحد سنتي گلاب‌گيري مستقركرده بودند و نحوه كار را نشان دادند. در آن منطقه، مزارع گل فراواني وجود دارد. بي‌توجه لوله عبور بخار داغ را گرفتم؛ دستم سوخت، ولي آسيب نديد. 

در محل ساختمان نيمه‌تمامي كه مُشرف بر تمامي دره و بسيار باصفاست، صبحانه خورديم. محل از خانم [ژاله] ضرابي، نماينده مجلس زمان شاه بوده كه خريده‌اند. از آتشكده قديم كوچكي كه در بالای قله است، بازديد كرديم. 

كمي پايين، آبشار بسيار زيبايي است كه منظره جالبي دارد كه آب همان چشمه است. گفتند، اين آب در مسير خود در قديم، سيزده آسياب را مي‌چرخانده و يكي از آسياب‌هاي آبي را بازسازي كرده بودند که بازديد كرديم. از زمان كودكي در نوق، با آسياب‌آبي آشنا بودم و بهتر از خود آنها، نحوه كارش را مي‌دانستم. يك حمام قديمي را هم بازسازي كرده بودند؛ شبيه به حمام قريه خودمان- بهرمان- است. 
در مراجعت، جمعي از دانشجويان دانشگاه كاشان را ديديم كه براي بازديد آمده بودند. با آنها احوال‌پرسي كرديم و تشويق‌شان نمودم. از آنجا براي زيارت به مشهد اردهال رفتيم. آقاي يثربي توضيح دادند كه اهالي كاشان، پس از گرويدن به اسلام و ترجيح شيعه، از امام باقر عليه‌السلام، نماينده‌اي خواسته‌اند و ايشان فرزندشان، علي را با برادر  ديگر اعزام كرده‌اند و آنها در اينجا مانده‌اند و بعداً شهيد شده‌اند. مراسم قالي‌شوران كه هر سال با انبوه جمعيت در آنجا برگزار مي‌شود، به عنوان شستن قالي مي‌باشد كه جنازه خونين آن شهيد را در آن، به محل قبر برده‌اند. 

در آنجا هيأت امنا و مردم استقبال كردند و از برنامه توسعه حرم كه شامل سه صحن و يك مسجد است،گزارش دادند. اهالي خواستار تأمين آب و گاز براي منطقه و رفع مشكل اختلاف بين دادستان اصفهان و مركز، در تصاحب منطقه شدند. گفتند، سالانه جمعيت زيادي به زيارت اين مشهد مي‌آيند و معجزاتي هم ظهور مي‌كند.

از آنجا به سوي بادرود - در شمال نطنز - حركت‌كرديم. آقاي دكتر [علی] باغبانيان، نماينده نطنز و بادرود، در مسير توضيحات مي‌داد؛ دانشگاهي و باسواد است. يكسره براي زيارت مقبره دو امامزاده - آقاعلي‌عباس و شاهزاده محمد- رفتيم. مردم منطقه استقبال پُرشكوهي نمودند؛ شبيه همان استقبال زمان رياست‌جمهوري. با اينكه قرار نبود، برنامه مردمي داشته باشيم، ولي به خاطر آن حضور وسيع مردم، برنامه سخنراني هم اجرا شد. با خيرمقدم امام‌جمعه و نماينده شهر كه هر دو ستايش‌هاي اغراق‌آميزي از من داشتند و روي برنامه‌‌هاي سازندگي كه آمار آن در بادرود هم فراوان است، تكيه كردند. من هم سخنراني كوتاهي نمودم.  

حرم را زيارت كرديم و در آنجا توضيحات را شنيديم. گنبد و بارگاه عظيمي ساخته‌اند و گفتند، گنبد از بزرگترين گنبدهاي موجود در ايران است؛ سرهنگ زاهدي، ریيس ساواك اصفهان شروع كرده و پس از انقلاب تكميل شده است. اطراف صحن‌ها، 400 اتاق براي اقامت و زائران ساخته‌اند و بلوارها و ميدان‌هاي زيبايي احداث شده؛ رو به توسعه است. سالانه يك ميليون زائر به اينجا مي‌آيند. 

معتقدند، هر دو امامزاده، برادران حضرت رضا عليه‌السلام‌اند كه در زمان ولايت‌عهدي امام رضا (ع)، از مدينه به سوي خراسان در حركت بوده‌اند كه در اينجا متوقف و شهيد مي‌شوند. سند قابل توجهي براي اين ادعا ارایه نشده، ولي از قول آيت‌الله [سیدعلی] يثربي مرحوم نقل كردندكه اين امامزاده‌ها،گرچه سند درستي ندارند، ولي چون خرج مي‌دهند و شفا مي‌دهند، مورد توجه مردم‌اند.

از آنجا به سوي روستاي ابيانه حركت كرديم. در مسير از نطنز گذشتيم و به گلزار شهداي نطنز رفتيم. جمعيت زيادي از اهالي نطنز جمع بودند و استقبال كردند. چون بين نطنز و بادرود رقابت است، در اينجا هم مثل  بادرود، برنامه اجرا شد. امام‌جمعه نطنز و امام‌جمعه طرق‌رود و فرماندار نطنز خيرمقدم گفتند و من هم صحبت كوتاهي نمودم.  هر دو محل خواسته‌هايي داشتند؛ منجمله تأسيس دانشگاه آزاد. نطنز از رونق افتاده، مردم مهاجرت مي‌كنند، ولي بادرود به خاطر توسعه‌كشاورزي در حاشيه‌كوير، با حفر 150 حلقه چاه، بعد از انقلاب رونق گرفته است.

به سوي روستاي ابيانه، در انتهاي دره كركس، حركت كرديم. فرماندار نطنز ، در مسير اطلاعات خوبي ارایه كرد. در مسير، مردم بعضي از روستاها جمع شده بودند و خواسته‌هايي داشتند؛ منجمله رفع مزاحمت حيوانات وحشي. ظهر به ابيانه رسيديم. قريه بسيار زيبايي است و از آثار باستاني كم نظير ايران، شبيه شهرك ماسوله با خاك قرمز و بناهاي بسيار قديمي و مناظر زيبا و هواي مطبوع. مردم روستا، اغلب مهاجرت كرده‌اند و مانده‌ها، بيشتر زنان و مردان‌اند، ولي جمع زيادی به خاطر شنيدن خبر سفر ما از تهران آمده بودند. استقبال گرمي نمودند و كودكي، شعر رسايي خواند.

پس از ناهار و استراحت، از كوچه‌ها و خانه‌ها و آثار روستاها ديدن كرديم. بناها و مصنوعات زيادي از قرن چهارم شمسي مانده است، مثل منبرها و مسجدها و درب‌ها كه نوشته‌هاي تاريخ‌داري هم دارند. با مردم صحبت‌كرديم. در ميدان شهر، آقاي [محمدحسن] قديري ابيانه، خيرمقدم گفت و من هم صحبت كوتاهي‌كردم و راه‌هاي تجديد رونق و حفظ اهالي در روستا را گفتم؛ منجمله ادامه راه از مسير ارتفاعات با جاده قم و تهران كه در نتيجه به هم پيوند مي‌خوردند كه روستا از بن‌بست نجات يابد.  

جلسه‌اي هم با مديران استان اصفهان داشتيم كه گزارش‌هايی در مورد طرح‌هاي مهم سازندگي اصفهان كه در دولت سازندگي شروع كرده بوديم- منجمله اتوبان كاشان به اصفهان و تونل سوم كوهرنگ و تونل چشمه لنگان- دادند. معلوم شد، به خاطر مجوزي كه داده شده بود، براي اخذ عوارض از صنايع مهم استان براي توسعه اين طرح‌ها، توانسته‌اند از آن اعتبار استفاده كنند و به كار ادامه دهند. به سوي تهران حركت كرديم. ساعت ده شب با خستگي زياد، به خانه رسيديم. 

 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا