خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 01:54کد خبر27307

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. آقاى صفاتى دزفولى رییس دیوان محاسبات آمد و مشکل وجود کارکنان ناصالح در دیوان و نداشتن بودجه براى اضافه مزد اساتید و مشکلات دیگر را براى حل مطرح کرد. آقاى آصفى سفیرمان در آلمان شرقى آمد و گزارشى از مذاکره و مقدمات

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. آقاى صفاتى دزفولى رییس دیوان محاسبات آمد و مشکل وجود کارکنان ناصالح در دیوان و نداشتن بودجه براى اضافه مزد اساتید و مشکلات دیگر را براى حل مطرح کرد. آقاى آصفى سفیرمان در آلمان شرقى آمد و گزارشى از مذاکره و مقدمات سفرم به آلمان را داد. [آقاى غلامرضا شافعى] وزیر صنایع هم آمد و گزارش مذاکرات خود با هیأت آلمان شرقى را داد. سپس هیأت [اعزامى این کشور] آمد و دعوت رییس مجلس آلمان شرقى را مطرح کرد و درباره توسعه روابط مذاکره کردیم.

سرهنگ [محمدحسین] جلالى کاندیداى وزارت دفاع آمد و قول حمایت گرفت و گزارشى از وضع هلى کوپترها را داد. ظهر آقاى جعفرى رییس کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران آمد و گزارشى از وضع کتابخانه را داد و مدعى بود که کتابخانه شریف امامى که مصادره شده، به دانشگاه تحویل داده نشده و شاید به قم برده اند. گفتم از دادستان انقلاب توضیح بخواهد. تقاضا کرد که صحافى مدرن مجلس را به دانشگاه منتقل کند، گفتم

کارهایش را به مجلس بیاورد.

عصر نماینده بهشهر آمد و از مشکل اختلاف با امام جمعه گفت. نماینده خرمشهر هم آمد و مشکلات آوارگان جنگ را گفت و کمک براى مخارج امام جمعه خرمشهر گرفت.

آقاى دکتر کلیم صدیقى رییس مؤسسه اسلامى در لندن همراه با مدیر روزنامه کرسنت - اینترنشنال کانادا آمدند. درباره توسعه معرفى انقلاب اسلامى ایران بحث کردم. تأکید بر فعال شدن روحانیون جوان انقلابى ایران و ایجاد رابطه با روحانیون مسلمان کشورهاى دیگر داشتند.

آقاى محفوظى نماینده آیت الله منتظرى در دانشگاه تهران آمد و از نفوذ لیبرالیسم و غیرمتعهدها در دانشگاه ها اظهار نگرانى نمود. به ایشان گفتم که شوراى عالى انقلاب فرهنگى توجه دارد و نمى گذارد حاکمیت غیراسلامى در محیط دانشگاهى پیش بیاید. پیش از این گروهى از دانشجویان دانشگاه تبریز هم آمدند و همین مطلب را مطرح کردند و آنها را هم با اشاره به تصمیمات شورا مطمئن کردم و گفتم مواظب حرکت غیراسلامى ها در دانشگاه باشند.

تا ساعت نه شب در دفترم کار کردم. از آقاى [محمدمهدى] ربانى املشى احوال پرسى کردم. گفتند حال شان بد شده و دوباره به بیمارستان منتقل شده اند. شب به خانه آمدم. با نخست وزیر و رییس جمهور درباره تسریع در معرفى وزراى راه [و ترابرى]، دفاع و برنامه[و بودجه] صحبت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا