خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 23:19کد خبر27289

بعد از نماز صبح، تا ساعت هفت صبح خوابیدم. در جلسه علنى مجلس قبل از دستور، درباره روز معلم صحبت کردم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. عصر براى نیروهاى لشکر نصر خراسان - که به ملاقات آمده بودند - درباره جنگ صحبت کردم. نمایندگان اردل و سنقر آمدند و براى مسایل

بعد از نماز صبح، تا ساعت هفت صبح خوابیدم. در جلسه علنى مجلس قبل از دستور، درباره روز معلم صحبت کردم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. عصر براى نیروهاى لشکر نصر خراسان - که به ملاقات آمده بودند - درباره جنگ صحبت کردم. نمایندگان اردل و سنقر آمدند و براى مسایل محلى استمداد کردند.

آقاى [حسین] شیخ الاسلام گزارش سفرش را به لیبى داد و راجع به زمان سفرم به لیبى و موضوع مذاکرات صحبت شد. جمعى از طلاب خارجى مقیم ایران [و گروهى از طلاب مدرسه عالى شهید مطهرى] آمدند و من مفصلاً براى آنها صحبت کردم. آقاى [سیدکمال] خرازى آمد و گفت کسى از اخوان المسلمین، پیشنهاد میانجی گرى بین ما و عربستان سعودى را دارد تا حمایت عربستان را از عراق خنثى کنند. به او گفتم مانعى ندارد و اقدام شود.

عقد ازدواج یکى از کارکنان دفترم را جارى کردم و هدیه اى به او دادم. تا ساعت نه شب در دفترم کار کردم. با رییس جمهور درباره احتمال آغاز حرکات دانشجویان مسلمان علیه اساتید بى بندوبار مذاکره کردیم. کمى تب داشتم که با مصرف دو قرص آسپرین خوب شدم. شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا