خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:40کد خبر31332

سرماخوردگى داشتم. تنها، صبحانه اى مختصر خوردم و به منزل در دست تعمیرمان رفتم. عکس سرخه حصار اصلاحات اصلى تمام شده و نازک کارى ها مانده است. تقریباً عمده خواسته ها را تأمین کرده اند. دکتر ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] هم آمده بود. با هم

سرماخوردگى داشتم. تنها، صبحانه اى مختصر خوردم و به منزل در دست تعمیرمان رفتم.

عکس سرخه حصار

اصلاحات اصلى تمام شده و نازک کارى ها مانده است. تقریباً عمده خواسته ها را تأمین کرده اند.

دکتر ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] هم آمده بود. با هم به بیمارستان سرخه حصار، براى افتتاح بخش فوق تخصصى قلب و شرکت در مراسم بسیج آموزش بهداشتى رفتیم؛ جاى باصفایى است و خوب بازسازى شده است. از بخش هاى مختلف بیمارستان بازدید کردم. به علامت اهمیت بهداشت و پیشگیرى، قطره واکسن فلج اطفال را در دهان کودکى ریختم. مصاحبه اى کردم و بعد از استماع توضیحات و سخنرانى در جمع حضار، به دفتر برگشتم.

دکتر هاشمى گلپایگانى براى دستور کار شوراى عالى [انقلاب فرهنگی] آمد. از نوشته هاى نادرست و افراطى حزب الله قم شکایت داشت؛ قول رسیدگی دادم. محمدتقى، کارگرمان در نوق آمد. از حالات والده و بستگان و کارها جویا شدم. گفت به رضاآباد در جلگه کشکوییه رفته و دیده که مزرعه بد اداره می شده و بسیارى از درختان خشک شده و باید هزینه زیادی کرد که به وضع طبیعى برگردد؛ گفتم جدی بگیرد. هدیه اى براى سفرش به سوریه دادم.

دکتر معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] و مسئولان کنگره بین المللى علوم و تکنولوژى پیشرفته آمدند. گزارش کار و مقالات رسیده و برنامه هاى خود را دادند. تشویق شان کردم.

عصر دکتر [علی] لاریجانى آمد. براى تشکیل ستاد تبلیغات انتخابات اصرار داشت؛ گفتم خودشان باشند و افراط در تبلیغ نکنند و کارها هزینه بر نباشد. دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفر به کشورهای مالزى، برونئی و اندونزى را داد. در مورد سفر به اسپانیا، گرجستان و کشورهاى جنوب خلیج فارس مذاکره شد. کمیسیون تبصره 29 در مورد سیاست هاى ارزى و واردات و مشکلات ناشى از بخشنامة محدود کردن واردات بدون انتقال ارز، بررسى و رفع شد.

آقاى [هلموت] کهل، صدر اعظم آلمان با توافق قبلى تلفن کرد. مذاکرات تشریفاتى و دوستانه بود. گفت مطالب جدی در نامه اى با پیک مخصوص مى فرستند. خواست که او را به حضور بپذیرم.

شب را در دفترم ماندم و با کسالت خوابیدم. پیش از ظهر مدیران بانک ها هم آمدند. دکتر عادلى، [رییس کل بانک مرکزی]، گزارش عملکرد نظام بانکی کشور را داد و من هم تشویق شان کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا