خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 01:54کد خبر27300

تمام روز در منزل بودم. پیش از ظهر بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها پرداختم و مقدارى با سارا - دختر فاطمه صبیه ام- سرکردم. مادرش به دانشگاه مى رود و او بهانه گیرى مى نماید. دکتر علفى آمد و مقدارى داروى گیاهى آورد. داروهایش در تسکین درد دستم مؤثر است. از

تمام روز در منزل بودم. پیش از ظهر بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها پرداختم و مقدارى با سارا - دختر فاطمه صبیه ام- سرکردم. مادرش به دانشگاه مى رود و او بهانه گیرى مى نماید. دکتر علفى آمد و مقدارى داروى گیاهى آورد. داروهایش در تسکین درد دستم مؤثر است. از اینکه دکترها با این گونه افراد مخالفند و مزاحم کارشان مى شوند، استمداد نمود.

عصر آقایان [مسیح] مهاجرى و [محمدرضا] بهشتى آمدند و راجع به حزب و روزنامه [جمهورى اسلامى] صحبت کردیم. نگرانند که در کنگره حزب، تصمیمى بر خلاف میل آنان درباره روزنامه بگیرند.

آقاى رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] و همکارانش آمدند. گزارشى از امکانات نظامى آرژانتین و آمادگى آنان براى فروش تسلیحات به ایران دادند و درباره رفتن وزیر سپاه به آرژانتین مشورت نمودند. احمدآقا آمد و راجع به نمازجمعه و شوراى قضایى صحبت شد. شب به مطالعه گزارش ها گذشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا