بعد از نماز صبح، استراحت کردم. صداى انفجارى از فاصله نزدیک، شیشه هاى منزل را لرزاند؛ تحقیق کردم، گفتند کپسول گاز در مغازه کنار میدان جماران منفجر شده است؛ احتمال خرابکارى هم مى رود. مأموران مشغول تحقیق هستند. آقاى [حسین] مرعشى آمد. دفتر آورد که سند انتقال
بعد از نماز صبح، استراحت کردم. صداى انفجارى از فاصله نزدیک، شیشه هاى منزل را لرزاند؛ تحقیق کردم، گفتند کپسول گاز در مغازه کنار میدان جماران منفجر شده است؛ احتمال خرابکارى هم مى رود. مأموران مشغول تحقیق هستند. آقاى [حسین] مرعشى آمد. دفتر آورد که سند انتقال ماشین پژوئى که از پیش داشتم، امضا کنم.
با آقاى[آیت الله] خامنه اى، تلفنى صحبت کردم؛ راجع به مطالب امروز نمازجمعه - که ایشان اقامه مى کنند - مذاکره کردیم. اطلاع دادند که دستور مقابله به مثل در مقابل حمله به کشتى هاى نفتکش که از خارک نفت مى گیرند، صادر شده است؛ تحولى در جنگ است. خداوند عاقبت را به خیر دارد. سرماخوردگى داشتم. کار زیادى نتوانستم بکنم. گزارش ها را از مجلس آوردند، خواندم. مطلب مهمى نداشت.
امشب در کنفرانس بین المللى ائمه جمعه و جماعات در هتل استقلال شرکت کردم. درباره «روش قانونگذارى بر اساس اسلام» صحبت کردم و به سئوالات حاضرین پاسخ دادم. سئوالات بیشتر راجع به جنگ و نپذیرفتن صلح با صدام و مسأله فلسطین و طرح نجات فلسطین و عوامل پیروزى انقلاب اسلامى در ایران بود. ساعت 11 شب به خانه برگشتم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام