خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:25کد خبر31632

آقاى سید مرتضى عسکرى آمد. آقاى [ابوالقاسم] خزعلى برایش وقت خواسته بود. از سیاست هاى اقتصادی دولت تعریف کرد و راه اعتلاى ایران را از همین سیاست ها خواند. گفت على رغم شایعات اینکه به اختلافات شیعه و سنى دامن مى زند، از گذشته تا به حال، تلاش در وحدت

آقاى سید مرتضى عسکرى آمد. آقاى [ابوالقاسم] خزعلى برایش وقت خواسته بود. از سیاست هاى اقتصادی دولت تعریف کرد و راه اعتلاى ایران را از همین سیاست ها خواند. گفت على رغم شایعات اینکه به اختلافات شیعه و سنى دامن مى زند، از گذشته تا به حال، تلاش در وحدت مسلمین داشته. نمونه هایى از کارهاى خودش در عراق و... را آورد و پیشنهاد داشت براى مقابله توطئه هاى صهیونیست ها که دشمن آشتى ناپذیر جمهورى اسلامى ایران اند، باید با غربى ها بسازیم و در یک زمان، در دو میدان نجنگیم. خواست که براى تأسیس دانشکده اى براى علوم دینى، کمکش کنم. بنا داشته در سوریه و لبنان تأسیس کند، ولى به خاطر احساس ناامنى آینده در آنجاها، ترجیح داده در ایران باشد.

مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. دو دستور داشتیم؛ یکی راجع به طرح قائممقامى شورای اسلامیشهر در شهردارى ها بود و دیگری معافیت مؤسسات اقتصادی دانشگاه امام صادق (ع) از پرداخت مالیات که در اثر اختلاف مجلس و شوراى نگهبان به مجمع آمده بود. در هر دو مورد با مصوبه مجلس مخالفت شد.

عصر اخوى محمد، [قائم مقام وزیرامور خارجه] آمد. گزارشى از وضع وزارت امور خارجه داد و نظرات من را گرفت. خبر داد که همشیره صدیقه براى دفع سنگ کلیه اش آمده است. به خانه آمدم. افطار بچه ها جمع بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا