خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 15:40کد خبر26822

تا ساعت هفت ونیم صبح، در مجلس گزارش ها را خواندم. سفر خبرنگاران خارجى به جزایر مجنون، آثار خوبى داشته است. سپس به طرف قم حرکت کردیم. ساعت نه ونیم صبح، به منزل آقاى منتظرى رسیدیم. حدود دو ساعت با ایشان صحبت کردم. ایشان مطالبى درباره جنگ، سپاه، زندانیان،

تا ساعت هفت ونیم صبح، در مجلس گزارش ها را خواندم. سفر خبرنگاران خارجى به جزایر مجنون، آثار خوبى داشته است. سپس به طرف قم حرکت کردیم. ساعت نه ونیم صبح، به منزل آقاى منتظرى رسیدیم. حدود دو ساعت با ایشان صحبت کردم. ایشان مطالبى درباره جنگ، سپاه، زندانیان، توزیع کالا، سوبسید، روستاییان، جهاد و ... داشتند و من از ایشان درباره موضع گیرى هاى انتقادى شان و پخش انتقادات شان از رسانه ها، انتقاد داشتم. فکر مى کنم جلسه و مذاکرات مفید و سازنده اى داشتیم.

سپس به منزل آیت الله [سیدشهاب الدین مرعشى] نجفى رفتم. مطلب مهمى مطرح نشد. تشریفات بود. ایشان فقط خواستار گذشت از خطاهاى روحانیون خطاکار در زمان شاه بودند؛ حال شان هم خوب نیست.

ظهر، به منزل آقاى مشکینى رفتم. آقایان [محمدمهدى] ربانى [املشى] و [محمد] مؤمن هم آمدند. جلسه هیأت رییسه مجلس خبرگان داشتیم. درباره زمان و مکان اجلاسیه دوم و ساختمان خبرگان، تصمیماتى اتخاذ شد. عصر، با آقاى معادیخواه دبیر حزب [جمهورى اسلامى] قم مذاکره کردم. از ضعف امکانات و ضعف موقعیت حزب و خودش گله داشت. راجع به انتخابات قم و تأیید کاندیداهاى جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم]، آقایان [احمد]آذرى [قمى] و [عبدالکریم] شرعى مشورت کرد. گفتم هرچه حوزه هاى حزبى نظر دادند، عمل شود؛ چون بنا است حوزه ها مستقل عمل کنند.

سپس به دیدن آیت الله گلپایگانى رفتم. حال شان خیلى خوب است؛ دست از انتقاد به شیوه کار حکومت برنداشته اند. گفتم با اینکه آقاى [لطف الله] صافى از طرف شما در شوراى نگهبان است و معمولاً اعمال نظر به نام شرع و قانون اساسى مى کند، دیگر جاى گله براى شما نیست؛ گفتند که ایشان فقط ناظر هستند و دخالت نمى کنند. سپس به زیارت حرم حضرت معصومه رفتم و در صحن مطهر براى مردم و طلاب سخنرانى کردم.

بعد از نماز مغرب با آقایان سید هادى هاشمى و قاضى عسکر درباره بیت آیت الله منتظرى و لزوم کنترل اخبار، صحبت کردم. آنها هم از مشکلات دبیرخانه شوراى مرکزى ائمه جمعه و عدم اعتماد رییس جمهور به آن و تداخل با کارهاى آقاى ابطحى کاشانى به عنوان نماینده امام در امور دفتر ائمه جمعه، مطالبى گفتند.

شب، با جامعه مدرسین جلسه اى داشتیم. بیشتر درباره جنگ بحث شد؛ براى رفع ابهام توضیحاتى دادم. آنها خواستند که حزب جمهورى اسلامى از آقایان آذرى [قمى] و شرعى، حمایت کند. گفتم به خود حزب قم مربوط است. مصاحبه تلویزیونى کردم و به تهران آمدم. ساعت یازده شب رسیدم. عفت و بچه ها از رفسنجان برگشته بودند. دیروقت، شام حاضرى خوردم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا