خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 15:40کد خبر26820

اخوى محمد، صبحانه را حاضر کرد. تا ساعت هشت صبح، راجع به وضع شیلات در کشورهاى پاکستان، هند، کره، ژاپن و... مطالعه مى کردم. سپس به زیارت امام رفتم. ایشان از وضع زندانیان نگران بودند. قرار شد، براى آزادى آنها که خطرى ندارند، توجه بیشترى بشود. من راجع به

اخوى محمد، صبحانه را حاضر کرد. تا ساعت هشت صبح، راجع به وضع شیلات در کشورهاى پاکستان، هند، کره، ژاپن و... مطالعه مى کردم. سپس به زیارت امام رفتم. ایشان از وضع زندانیان نگران بودند. قرار شد، براى آزادى آنها که خطرى ندارند، توجه بیشترى بشود. من راجع به جنگ و اختلاف ارتش و سپاه صحبت کردم و ایشان با من در اینکه مشکل بزرگ جنگ، همین اختلاف است، هم عقیده بودند و نیز از صدمه اى که ملت دو کشور مى بینند.

من، ایشان و احمدآقا، اظهار نگرانى کردیم. روى هم رفته، نتیجه این بود که اگر یک عملیات بزرگ موفق انجام شود، بعد از آن، ما باید پیشقدم براى اتمام جنگ شویم و از آن طریق، براى اسقاط حزب بعث عراق، اقدام کنیم. متفق بودیم که با وضع موجود در جبهه ها، نمى توایم صلح را بپذیریم. درباره مشکلاتى که نطق هاى پیش از دستورِ انتقادى و تند نمایندگان مى آفریند، هم صحبت شد. قرار شد در آینده فکرى بشود. همچنین قرار شد، امام، فرماندهان سپاه و نیروى زمینى ارتش را احضار کنند و در مورد اختلافات، به آنها اخطار نمایند.

دکتر معتمدى - پزشک امام - به منزل آمد و از سیاست وزارت بهدارى در مورد پزشکان شکایت داشت. سرهنگ [مصطفى] ترابى از دفتر مشاورت امام [در ارتش] آمد و گزارشى آورد. آقاى بهزاد نبوى هم از جلسه امشب جامعه روحانیت مبارز [تهران] و احتمال حذف بعضى از همفکرانش از لیست کاندیداهاى مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز تهران، تلفنى اظهار نگرانى کرد.

گزارش هاى جبهه را آوردند. مسأله مهم، تأیید هیأت کارشناسان سازمان ملل در مورد کاربرد بمب شیمیایى علیه نیروهاى ما است؛ گرچه صریحاً اسم عراق را نبرده اند، ولى مطلب روشن است؛ گو اینکه شیاطین از همین عدم صراحت، براى تبرئه صدام استفاده خواهند کرد.

با جبهه هم تماس گرفتم؛ خبرنگاران را براى بازدید از جزایر مجنون به اهواز برده اند. دفترچه رمزى که براى تماس تلفنى با جبهه تهیه شده است، کار را آسان کرده، اما چون زود به زود عوض مى شود، وقت گیر است. آقاى [جلال] ساداتیان و آقاى [محمدجواد] اقبالى[پور] آمدند؛ برنامه مسافرت به قم را تنظیم کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا