اول وقت از جبهه سئوال کردم، مسأله مهمى نداشتند. به زیارت امام رفتم. مشکلات بین ارتش و سپاه، اختلاف افسران نیروى زمینى با آقاى صیاد فرمانده نیرو و ادامه گزارش هاى قبلى درباره مذاکرات غیرمستقیمى که با آمریکایى ها بر سر کمک به آزادى گروگان هاى آمریکایى در
اول وقت از جبهه سئوال کردم، مسأله مهمى نداشتند. به زیارت امام رفتم. مشکلات بین ارتش و سپاه، اختلاف افسران نیروى زمینى با آقاى صیاد فرمانده نیرو و ادامه گزارش هاى قبلى درباره مذاکرات غیرمستقیمى که با آمریکایى ها بر سر کمک به آزادى گروگان هاى آمریکایى در لبنان در مقابل گرفتن امکانات نظامى داریم، را گزارش کردم. در مورد دوم موافقند و دستور احتیاط مى دهند. براى رفتن به خوزستان از ایشان خداحافظى کردم.
آقاى غزالى از مشهد آمد. از برخى مسئولان گله داشت. براى عیادت از مجروحان جنگ به بیمارستان طرفه رفتیم، هدایایى هم دادم. مصاحبه اى هم بعد از عیادت از مجروحان انجام دادم. به مجلس رفتم و کارها را انجام دادم. به منزل برگشتم. عفت و یاسر از مشهد رسیدند.
ساعت سه بعد از ظهر همراه با یاسر و مهدى و پاسداران براى سفر به جبهه با لباس بسیجى به راه آهن و با [خودروى] پیکان و به صورت ناشناس رفتیم. از ایستگاه رباط کریم سوار شدیم که کسى ما را نشناسد. در بین راه با آقاى [صادق] افشار رییس راه آهن درباره وضع راه آهن و کمبود بودجه و برنامه هاى توسعه مذاکره کردیم. با آقایان [محسن] رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران]، [على] شمخانى [جانشین فرمانده کل و فرمانده نیروى
زمینى سپاه] و [ابراهیم] سنجقى که همراه بودند، درباره امور جنگ و سپاه و ارتش بحث کردیم. ساعت سه بعد از نصف شب بیدار شدم و تا صبح نخوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام