خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 05:31کد خبر30899

شب خیلى کم خوابیدم. یاسر براى مراسم احیاء به مرقد امام رفته بود و نزدیک صبح آمد. بعد از نماز صبح تا ساعت ده و نیم خوابیدم. از دیشب متناوباً باران و برف مى بارد و هوا سرد است. [خانم بتول ثقفی]، همسر امام براى بازدید عفت آمد؛ مقدارى با ایشان صحبت و

شب خیلى کم خوابیدم. یاسر براى مراسم احیاء به مرقد امام رفته بود و نزدیک صبح آمد. بعد از نماز صبح تا ساعت ده و نیم خوابیدم. از دیشب متناوباً باران و برف مى بارد و هوا سرد است.

[خانم بتول ثقفی]، همسر امام براى بازدید عفت آمد؛ مقدارى با ایشان صحبت و احوالپرسى کردم. قرار شد با عفت سفرى به کیش بروند.

آقاى [جمال] ساداتیان، توسط یاسر شکایت آورد که هیأت اجرایى او را رد کرده است. آقاى [مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]، تلفنى گفت جمعى از نمایندگان که صلاحیت شان رد شده است، جمع شده اند و کمک مى خواهند. گفتم با آقاى [عبدالله] نورى، [وزیرکشور] صحبت کنند. اگر لازم بود، فردا به آنها ملاقات خواهم داد.

آقاى [محمدحسن]تولایى، استاندار خوزستان تلفن کرد و گفت وزارت کشور بنا دارد فرماندار بهبهان را به خاطر رد صلاحیت آقاى [نورالله] عابدى، نماینده فعلى عزل کند و اگر چنین شود، بنا دارد او هم استعفا بدهد؛ گفتم استعفا ندهید، رسیدگى مى کنم. وزارت کشور تحت فشار است؛ از اینکه در جریان شکل گیرى هیأت هاى اجرایى به شوراى نگهبان امتیاز داده، پشیمان است، گرچه شوراى نگهبان آن را امتیاز نمى داند و حق خودش مى داند.

افطار سعید و فاطى و بچه ها آمدند. از آذربایجان شوروى سابق برگشته اند. مقدارى از وضع فقر و عقب ماندگى و مشکلات آنها و از علاقه و امید مردم آنجا به ایران گفتند و از شیطنت تبلیغاتى ترکیه، در مورد تهمت کمک ایران به ارمنستان که دروغ محض است. شب عفت میهمانی زنانه داشت و من بیشتر در اتاق بالا به عبادت و استماع رادیوها گذراندم و زودتر خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا