خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 03:59کد خبر32033

از دیروز که به کیش وارد شدیم تا این ساعت، متناوباً باران مى بارد. بارش این همه باران کمسابقه است. تقریباً در سراسر منطقه جنوب شرقى کشور، وضع چنین است. وقتم را با مطالعه و قدمزدن در ساحل دریا گذراندم. مقدارى هم با مهدی، سوار یک قایقپدالى شدیم و در دریا به

از دیروز که به کیش وارد شدیم تا این ساعت، متناوباً باران مى بارد. بارش این همه باران کمسابقه است. تقریباً در سراسر منطقه جنوب شرقى کشور، وضع چنین است. وقتم را با مطالعه و قدمزدن در ساحل دریا گذراندم. مقدارى هم با مهدی، سوار یک قایقپدالى شدیم و در دریا به تفریح گذراندیم. باران گرفت، به ساحل برگشتیم.

آقاى [محمود] واعظى آمد و براى اظهارات سخنگوى وزارت امور خارجه، در اعتراض به وسعت حضور نیروهاى مسلح ترکیه در خاک عراق، مشورت کرد. گفتم متن اظهارات آقاى [سلیمان] دمیرل، [رییسجمهور ترکیه]، با من در مذاکره تلفنى دیده شود؛ اگر خلاف آن اظهارات عمل کرده اند، اقدام شود.

عفت عصر به بازار رفت؛ به خاطر گرانى کالاها، چیزى نخریده بود. به خاطر بالارفتن قیمت دلار، کالاهاى خارجى در اینجا گران تر شده است. ظهر خانواده اخوى احمد آمدند و ناهار با ما بودند. به همگى عیدی دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا