خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 12:13کد خبر26793

بعد از نماز به مجلس رفتیم. از قرارگاه نجف، وضع جبهه ها را پرسیدم. شب، دشمن در طلائیه حمله کرده، ولى شکست خورده و چند اسیر داده است. گفتند دیروز 400 نفر از نیروهاى ما بر اثر استعمال سلاح شیمیایى از طرف عراق آسیب دیده اند. حدود 20 نفر حال شان خوب نیست. این

بعد از نماز به مجلس رفتیم. از قرارگاه نجف، وضع جبهه ها را پرسیدم. شب، دشمن در طلائیه حمله کرده، ولى شکست خورده و چند اسیر داده است. گفتند دیروز 400 نفر از نیروهاى ما بر اثر استعمال سلاح شیمیایى از طرف عراق آسیب دیده اند. حدود 20 نفر حال شان خوب نیست. این بار نوع تازه اى به کار برده است که اعصاب را متشنج مى کند. به ستاد تبلیغات جنگ و وزارت خارجه گفتم از هیأت بازرسى سازمان ملل بخواهد که به اهواز بروند و مصدومان جدید را ببینند. اطلاع دادند بازرس ها به طور غیررسمى، گفته اند که از آزمایش بمب هاى سمى عمل نکرده، به دست آورده اند که بمب ها روسى است.

در جلسه علنى، طرح تشکیلات اوقاف مطرح بود. با وزارت شدنش مخالفت و به وزارت ارشاد [اسلامى] واگذار شد. در تنفس با کمیسیون برنامه و بودجه، راجع به مخالفت شوراى نگهبان با معافیت برخى اعتبارات از مقررات قانون محاسبات، جلسه داشتیم. شیوه اصلاح را معین کردیم. ظهر چند نفر از نمایندگان آمدند و راجع به کاندیدا شدن [براى نمایندگى مجلس] مشورت نمودند. بعضى سئوالى آوردند که از من امضا بر تعهد و ایمان خودشان بگیرند. تأیید کردم، به شرط اینکه استفاده تبلیغاتى در انتخابات نشود.

عصر شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] جلسه داشت. آخرین تصمیمات در مورد کاندیداهاى تهران اتخاذ شد؛ بد نشد. شب هم جلسه اى با اعضاى شوراى داورى داشتیم. درباره خطر یک بعدى شدن حزب، قرار شد مانع یک بعدى شدن بشویم. بعضی ها اعتراض دارند. امام پیغام داده بودند که من با شوراى نگبهان درباره سختگیری شان در امر بودجه مذاکره کنم. قبلاً از امام درخواست شده بود که دخالت کنند. دیروقت به خانه آمدم. فاطى و سعید به رفسنجان رفته اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا