خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 12:13کد خبر26791

تمام روز در منزل بودم. نمازجمعه را به آقاى موسوى اردبیلى محول کردم. از دیشب تاکنون برف مى بارد؛ خدا کند سر درختی ها را سرما نزند. ولى به خاطر خشکسالى، این بارندگى خیلى مفید است. از جبهه هم اطلاع دادند که در خوزستان هم دیشب باران آمده است و با ضد حمله

تمام روز در منزل بودم. نمازجمعه را به آقاى موسوى اردبیلى محول کردم. از دیشب تاکنون برف مى بارد؛ خدا کند سر درختی ها را سرما نزند. ولى به خاطر خشکسالى، این بارندگى خیلى مفید است. از جبهه هم اطلاع دادند که در خوزستان هم دیشب باران آمده است و با ضد حمله دیروز عراق را به خوبى سرکوب کرده اند.

آقاى محسن رفیق دوست که از جبهه آمده، اطلاع داد پل روى هور به جزیره تمام شده؛ از کارهاى مهم و ابتکارى و تحسین انگیز است. سیزده کیلومتر پل روى آب بدون پایه با ابتکار جهاد و سپاه در مدت کوتاهى ساختند و زیر آتش دشمن نصب کردند. حدود شش تن را تحمل مى کند و هر نقطه اى که از حملات دشمن آسیب ببیند، فوراً عوض مى شود. تا حدودى، مشکل نداشتن راه خشکى به جزیره را - که قرار بود از جنوب جزیره تأمین شود - رفع کرده است.

عصر یکى از سران کردهاى عراق و عضوى از سپاه آمدند و راجع به عملیات علیه بعث عراق در [داخل خاک] عراق استمداد داشتند. مدعى بودند بعد از انحلال واحد نهضت هاى سپاه، آنها را طرد کرده اند. با آقاى [محمد باقر] حکیم [سخنگوى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى] هم سازگارى ندارند. تصمیماتى اتخاذ شد.

با رییس جمهورى تلفنى صحبت کردم و نگرانى خودم را از ترکیب کاندیداهاى حزب [جمهورى اسلامى] در تهران ابراز داشتم؛ اگر رأى بیاورند، بدنامى بى ثمرى براى حزب مى ماند و نشان ضعف حزب هم خواهد بود.

شب آقاى قریشى آمد و براى استفاده از تبصره 74 براى بازنشستگى کمک مى خواست. گفتم آموزش و پرورش تصمیم گرفته است که به هیچ کس ندهد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا