خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 11:32کد خبر26785

کارهایى در قرارگاه داشتم که انجام دادم. با دکتر روحانى و سرهنگ موسوى قویدل و رحیم صفوى درباره جنگ، مشورت هایى انجام شد. نزدیک ظهر به قرارگاه نجف رفتیم. آمار تلفات را خواستم، آوردند. معلوم شد حدود 1800 شهید و حدود 5 هزار مفقود و حدود 15 هزار مجروح

کارهایى در قرارگاه داشتم که انجام دادم. با دکتر روحانى و سرهنگ موسوى قویدل و رحیم صفوى درباره جنگ، مشورت هایى انجام شد. نزدیک ظهر به قرارگاه نجف رفتیم. آمار تلفات را خواستم، آوردند. معلوم شد حدود 1800 شهید و حدود 5 هزار مفقود و حدود 15 هزار مجروح داشته ایم که 90 درصد از مجروحان، سطحى بوده و مرخص شده اند و بیشتر آنها بسیجى و سپاهى اند. ارتش چون در عمل نبوده اند، تعداد کمى تلفات دارد. از فرماندهان سپاه، آقاى محتاج هم آمده بود. راجع به عملیات سد دربندیخان یا دوبکان مذاکره و بنا شد روى دومى مطالعه کنند.

خبر دادند دشمن در جزیره بمب شیمیایى به کار برده، ولى خسارت عمده اى نداشته است. فرمانده نیروى دریایى را براى فعال کردن هاورکرافت ها به هور فرستادیم. سرهنگ جلالى فرمانده هوانیروز هم آمد. از آسیب دیدن و فرسوده شدن هلى کوپترهایش ناراحت بود. یکى را امروز انداخته اند. قرار شد، دیگر روزها کار نکند.

عصر به قرارگاه کربلا رفتیم. اول مغرب رسیدیم. بعد از نماز و شام، جلسه فرماندهان براى عملیات شب آینده تشکیل شد. طرح از نیروى زمینى است. فرماندهان سپاهى که تحت امر ارتش قرار گرفته اند، با عملیات موافق نبودند و در مخالفت صحبت کردند. ارتشی ها جواب دادند. بالاخره پذیرفتند که همکارى کنند. آخر شب به فرودگاه اهواز آمدیم و ساعت دوازده شب به تهران آمدیم و در مجلس خوابیدیم. متأسفانه دو فرمانده شجاع آقایان ابراهیم همت و اکبر زجاجى به شهادت رسیدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا