خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 14:13کد خبر31733

اعضاى انجمن اسلامى پزشکان آمدند. دکتر ولایتى توضیحات داد. مى خواهند بهمثابه شاخه پزشکى حزب جمهورى اسلامى سابق فعالیت کنند. من هم تشویقشان کردم. جناح رادیکال هم انجمن اسلامى دیگرى براى پزشکان تشکیل داده اند. آقاى [محمدعلی] نظران، [رییس کمیسیون اسرا]

اعضاى انجمن اسلامى پزشکان آمدند. دکتر ولایتى توضیحات داد. مى خواهند بهمثابه شاخه پزشکى حزب جمهورى اسلامى سابق فعالیت کنند. من هم تشویقشان کردم. جناح رادیکال هم انجمن اسلامى دیگرى براى پزشکان تشکیل داده اند.

آقاى [محمدعلی] نظران، [رییس کمیسیون اسرا] آمد. خواست که در مورد اسراى عراقى، به او اجازه داده شود که براى گرفتن امتیاز از عراقى ها، در ارتباط با اسراى خودمان در آنجا، سخت گیرى بیشترى داشته باشد. مدعى است که هنوز اسیر زیادی از ما در دست عراقى هاست.

طراحان یک خودرو براى جمع آوری و حمل زباله، جرثقیل و اهداف دیگر از تبریز آمدند. ابتکار کامیونت چند منظوره را تحسین کردم و قول کمک دادم. گفتند شهردارى ها استقبال خوبى کردند.

عصر به خانه آمدم. بستگان براى عقد ازدواج دختر فاطى، اخوىزاده و فرزند حاج محمود صفریان، دایى زاده آمدند. عقد را بستم. براى شام ماندند. از رستوران بیرون، غذا خبر کردیم. دیر آوردند و ما با لطایف و شوخى هاى دوران سابق در نوق، کلى تفریح کردیم. دیروقت خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا