خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 04:54کد خبر32111

[امروز روز تاسوعا بود]. در خانه بودم. یاسر برای تایپ یک جزوه تحقیقی که در رابطه با تحصیلش در دانشگاه، دربارة راهآهن نوشته است، به دفتر نشر [معارف انقلاب] رفت. فاطی و سارا و علی آمدند. فاطی رفته بود، در روضه منزل آقای دکتر ولایتی شرکت کرده بود و از

[امروز روز تاسوعا بود]. در خانه بودم. یاسر برای تایپ یک جزوه تحقیقی که در رابطه با تحصیلش در دانشگاه، دربارة راه آهن نوشته است، به دفتر نشر [معارف انقلاب] رفت.

فاطی و سارا و علی آمدند. فاطی رفته بود، در روضه منزل آقای دکتر ولایتی شرکت کرده بود و از اظهارات یکی از مداح ها ناراحت بود که در مورد کیفیت برخورد با شیخعلی تهرانی، اعتراض داشته و می گفته، چرا به کسی که آن همه اهانت به انقلاب و امام کرده، اجازه ورود به کشور داده شده است. دربارة برنامه های کنگره پکن برای زنان و مطالبی که می خواهند آنجا مطرح کنند، از من کسب نظر کرد.

امروز بیشتر وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. عصر در حیاط منزل، مقداری دربارة مصایب کربلا، فکر و به تنهایی گریه کردم. شام، مهدی و فرشته آمدند و فؤاد را هم همراه داشتند؛ غذای نذری خوردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا