خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 06:54کد خبر30972

تا شب در لتیان ماندیم. وقت به مطالعه و صحبت و قدم زدن و قایق سوارى و تماشاى جت اسکى سوارى مهدى و یاسر گذشت. هواى مطبوعى داشتیم. در جریان قایق سوارى، ارتفاعات اطراف دریاچه را سرسبز و خلوت دیدم. به جز نقاط ابتداى ورودى آب و جنوب لواسان که مردم هم از

تا شب در لتیان ماندیم. وقت به مطالعه و صحبت و قدم زدن و قایق سوارى و تماشاى جت اسکى سوارى مهدى و یاسر گذشت. هواى مطبوعى داشتیم. در جریان قایق سوارى، ارتفاعات اطراف دریاچه را سرسبز و خلوت دیدم. به جز نقاط ابتداى ورودى آب و جنوب لواسان که مردم هم از ساحل دریاچه استفاده مى کردند، بقیه اطراف قرق است و گوشه هایى را ارتش و سپاه براى آموزش اشغال کرده اند.

آقاى [محمود] واعظى، [معاون وزیر امور خارجه]، تلفنى براى سفر به فرانسه و بلژیک و مسأله گروگان هاى آلمانى سئوالاتى داشت. ظهر یاسر براى سفر به مکه خداحافظى کرد. عفت هم همراه او به تهران رفت. عصر یاسر از فرودگاه تلفنى خواست که اجازه بدهیم تعدادى از متقاضیان حج که در فرودگاه جمع شده اند و بعثه و سازمان حج موافق اعزام آنها نیستند، چون در برنامه نبوده اند و هواپیما هم ظرفیت خالى دارد، با آخرین پرواز بروند؛ موافقت کردم ولى بعداً آقاى [حسن] شفتى، [مدیرعامل شرکت هما] گفت تعداد آنها بیشتر است و باید پرواز دیگرى ترتیب بدهیم. مواردى هم مثل اینها بوده اند که مسئولان حج مخالفت کرده اند، از جمله همراهان دختران امام که باعث شده دختران امام هم نروند. نهایتاً قرار شد وضع را به ستاد در عربستان بگویند؛ اگر موافقت کردند، ببرند. گفتند در صورت مأیوس شدن آنها، احتمال شلوغى در فرودگاه مى رود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا