خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:56کد خبر31379

امروز تاسوعا، تعطیل است. در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. محسن آمد. دربارة بازرسى وضع تعهدات ارزى و دربارة اقدامات مرکز اسناد و دفتر نشر معارف انقلاب و موزه آثار من گفت؛ ترجیح می دهم که عنوان موزه نداشته باشد و تلاش براى جمع و

امروز تاسوعا، تعطیل است. در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. محسن آمد. دربارة بازرسى وضع تعهدات ارزى و دربارة اقدامات مرکز اسناد و دفتر نشر معارف انقلاب و موزه آثار من گفت؛ ترجیح می دهم که عنوان موزه نداشته باشد و تلاش براى جمع و تنظیم آثار باشد که خیلى زیاد است.

عصر اطلاع دادند که انفجارى در یکى از انبارک هاى پادگان شهید بابایى نهاجا [=نیروی هوایی ارتش] رخ داده و صداى انفجار در اکثر نقاط شهر شنیده شده و شایعاتى از قبیل حمله موشکى آمریکا و... در پى داشته است. شب محسن و عماد آمدند و پس از شام براى عزادارى به مسجد بلال رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا