خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 06:47کد خبر26152

ظهر پس از نماز، مشغول خواندن گزارش‏ ها و نامه‏ ها در خانه شدم. عصر در دفتر آقاى خامنه‌اى جلسه‏اى براى رفع اختلافات نيروى زمينى و سياسى ايدئولوژيك داشتيم. قرار شد كه نيروى زمينى مراعات حقوق سياسى ايدئولوژيك را كند و نيرو و امكانات در اختيارشان بگذارد 

ریيس‏جمهورى به منزل ما آمدند و با هم به زيارت امام رفتيم. راجع به كمك به سوريه در مقابل اسرایيل مذاكره كرديم. امام با حضور ما در آن جبهه با شرايط موجود مخالفت دارند و معتقدند كه عرب‏ها جنگ جدى نخواهند كرد و درگيرى بيشتر ما باعث مى‌شود كه در جبهه جنگ با عراق دچار وقفه شويم و در آنجا هم به جايى نرسيم. بالاخره قرار شد اگر به طور جدى از طرف سوريه جنگ شد، شركت كنيم.

ظهر پس از نماز، مشغول خواندن گزارش‏ها و نامه‏ها در خانه شدم. عصر در دفتر آقاى خامنه‌اى جلسه‏اى براى رفع اختلافات نيروى زمينى و سياسى ايدئولوژيك داشتيم. قرار شد كه نيروى زمينى مراعات حقوق سياسى ايدئولوژيك را كند و نيرو و امكانات در اختيارشان بگذارد و در شش مورد، از جمله دانشكده افسرى كه اخيراً اختلافات شديد بوده، با قضاوت آقاى [محمد محمدى] رى‌شهرى [دادستان نيروهاى مسلح]رسيدگى شود.

افطار مهمان آيت‌الله خامنه‌اى بودم. سرهنگ [على] صياد شيرازى هم ماند و راجع به لبنان براساس نظر جديد امام تصميماتى اتخاذ كرديم. سپس با آقاى خامنه‏اى درباره چند موضوع مهم مشورت كرديم. تصميم گرفتيم كه اراضى عباس‏آباد، تبديل به مصلاى نمازجمعه شود. درباره ارتش، اقتصاد، جنگ، حزب، انجمن حجتيه و خيلى چيزهاى ديگر بحث كرديم. ساعت يازده به مجلس رفتم و خوابيدم. سحرى را تنهايى خوردم: خرما و هندوانه.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا