خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:05کد خبر27338

بنا بود به زیارت امام برویم. اما تأخیر کردم و امام به حسینیه آمدند. عازم لیبى هستم، وقت هم کم دارم. خاطرات عقب مانده را نوشتم. براى خداحافظى به زیارت امام در اندرون رفتم. درباره مسایل لبنان که باید روى آن با لیبى و سوریه بحث شود، مشورت کردم. امام

بنا بود به زیارت امام برویم. اما تأخیر کردم و امام به حسینیه آمدند. عازم لیبى هستم، وقت هم کم دارم. خاطرات عقب مانده را نوشتم. براى خداحافظى به زیارت امام در اندرون رفتم. درباره مسایل لبنان که باید روى آن با لیبى و سوریه بحث شود، مشورت کردم. امام دعاى سفر در گوشم خواندند؛ لذت بردم.

براى پرواز به لیبى ساعت دو بعد از ظهر به فرودگاه رسیدیم. با مقدارى تأخیر هواپیما حاضر شد. مصاحبه اى کردم و پرواز کردیم. جمعى از نمایندگان مجلس و نظامیان و سپاهیان و اعضاى وزارت خارجه همراه من بودند. به ملاحظه مسایل امنیت سفر، مسیر را طولانى تر کردند و از خاک شوروى و ترکیه و یونان و... گذشتیم.

ساعت ده ونیم به وقت تهران و هشت صبح به وقت لیبى وارد طرابلس شدیم. [سرگرد عبدالسلام] جلود [عضو شوراى فرماندهى لیبى] با مراسم رسمى نظامى استقبال کرد. به هتل کبیر در ساحل دریاى مدیترانه رفتیم. مذاکرات مقدماتى انجام شد. شام خوردیم و خوابیدیم. مهدى و یاسر هم با من هستند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا