خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:10کد خبر32470

براى مراسم افتتاح مجلس پنجم، از خانه به مجلس رفتیم. عفت و مهدی هم با من بودند. با کمى تأخیر رسیدیم؛ منتظر بودند. به محض رسیدن به اجلاس، برنامه شروع شد. سرود و قرآن و استقرار هیأت رییسه سنى و قرائت پیام رهبرى و گزارش وزیر کشور و سخنرانى من و قبل از آن،

براى مراسم افتتاح مجلس پنجم، از خانه به مجلس رفتیم. عفت و مهدی هم با من بودند. با کمى تأخیر رسیدیم؛ منتظر بودند. به محض رسیدن به اجلاس، برنامه شروع شد. سرود و قرآن و استقرار هیأت رییسه سنى و قرائت پیام رهبرى و گزارش وزیر کشور و سخنرانى من و قبل از آن، صحبت کوتاه رییس سنى که از رو خواند.

به دفترم رفتم. [آقای ارینگ هاریلدنسون]، سفیر دانمارک براى خداحافظى آمد. آقاى [علاءالدین] بروجردی، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه] آمد. گزارش وضع افغانستان را داد و راهنمایى خواست که گفتم در جلسه عصر شوراى عالى امنیت ملی شرکت کند.

عصر خبر دادند که جمعى از افراد به نام «حزب الله شمیران»، به عنوان اعلان موضع مخالفت، به دفتر فائزه نزدیک مى شوند. از وزارت کشور توضیح خواستم؛ گفتند مانع نزدیک شدن شده اند و چند نفر از آنها را براى بازجویى به پاسگاه برده اند. عفت هم به محل رفته بود و از آنچه دیده، سخت عصبانى است. در جلسه شوراى عالى [امنیت ملی]، با مطرح شدن افراط حزب اللهى ها در پارک چیتگر، به وزارت کشور ابلاغ شد که به طور کلى مانع هر نوع قانون شکنى از این نوع بشوند. دربارة وضع افغانستان بحث و تصمیم گیرى شد. عفت هم که رفته بود و دیده بود، معتقد است پلیس خوب عمل نکرده و برخورد قاطع نداشته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا