خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:05کد خبر27330

با اینکه شب زودتر از شب هاى گذشته خوابیده بودم، ولى به خاطر غفلت از تنظیم زنگ ساعت بیدار نشدم و من و مهدى بى سحرى روزه گرفتیم. پیش از ظهر به مجلس رفتم. سرهنگ [مصطفى] ترابى آمد و گزارش تصمیمات و امکانات براى دفاع در مقابل حملات هوایى عراق که ترکیبى از

با اینکه شب زودتر از شب هاى گذشته خوابیده بودم، ولى به خاطر غفلت از تنظیم زنگ ساعت بیدار نشدم و من و مهدى بى سحرى روزه گرفتیم. پیش از ظهر به مجلس رفتم. سرهنگ [مصطفى] ترابى آمد و گزارش تصمیمات و امکانات براى دفاع در مقابل حملات هوایى عراق که ترکیبى از هواپیماهاى اف14 و اف4 و موشک هاگ و شباهنگ است، ارایه داد، ولى باز هم اطمینان بخش نیست.

کارپردازان مجلس آمدند و راجع به انتخابات هیأت رییسه صحبت کردند. آقاى [سیدجلیل] سیدزاده گزارش وضع شهر باختران را پس از حملات موشکى داد که خوب نیست. عصر سفیر سوئد براى خداحافظى آمد؛ اما حرفى نداشت. واحد موشکى سپاه آمدند و گزارش آمادگى براى انجام پرتاب موشک دادند و از مأموران لیبى به خاطر کارشکنى شکایت داشتند. براى آنها صحبت کردم و توصیه به مدارا با مأموران لیبى نمودم.

آقاى [رضا] امراللهى [رییس سازمان انرژى اتمى]آمد و گزارشى درباره وضع پیشرفت مذاکرات با فرانسه در امور مالى داد که مجموعاً مثبت نیست. درباره اورانیوم غنى شده موجود در راکتور اتمى امیرآباد با توجه به بمباران هاى عراقی ها مشورت کرد.

شب مهمان آقاى [موسوى] اردبیلى بودیم و درباره جنگ، راهپیمایى روز جمعه، بنیاد مستضعفان و مطالب دیگر ازجمله کیفیت برخورد با موذى گرى روس ها مذاکره کردیم. دیروقت به خانه آمدم. در بین راه بودم که وضعیت قرمز اعلام شد و هواپیماهاى عراقى به خیابان فرهنگ در محله امیرآباد بمب انداختند که پنج نفر شهید و جمعى مجروح داشت. احتمالاً هدف شان مرکز هسته اى [سازمان انرژى اتمى] بوده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا