خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 07:46کد خبر32845

بعد از نماز صبح به کارخانه کشتى سازى خلیج فارس رفتیم. پس از استماع توجیهات، بخش هاى کشتى سازى که هنوز کار خود را شروع نکرده و تعمیر کشتى و بالابر دو هزار تُنى دلفین، حوضچه تر، گهواره، سالن برش، جوش، بوژى انتقال به دریا و حوضچه عظیم آرامش را

بعد از نماز صبح به کارخانه کشتى سازى خلیج فارس رفتیم. پس از استماع توجیهات، بخش هاى کشتى سازى که هنوز کار خود را شروع نکرده و تعمیر کشتى و بالابر دو هزار تُنى دلفین، حوضچه تر، گهواره، سالن برش، جوش، بوژى انتقال به دریا و حوضچه عظیم آرامش را بازدیدکردیم.

سپس از سالن هاى ساخت سازه هاى دریایى که مهدی خودمان به وجود آورده، براى ساخت سکوهای دریایى نفت و گاز و سکوهاى عظیم در دست ساخت، بازدید کردیم. همچنین کلنگ ساخت حوض هاى خشک 470 هزار تُنى و 300 هزار تُنى را به زمین زدم. در جمع کارکنان، پس از استماع گزارش آقاى نعمت زاده، [وزیر صنایع] و مدیر شرکت نفت و دادن نشان [سازندگی] به آقاى [ابوالحسن] خاموشى، [رییس سازمان گسترش] و لوح تقدیر به مدیران، در اهمیت صنایع دریایى و کشتى سازى و سازه هاى دریایى و تأسیس شهرک صنعتى صنایع دریایى صحبت کردم.

به بندر خمیر پرواز کردیم. در محل کارخانه سیمان فرود آمدیم. پس از پرده بردارى از لوح یادبود - در همه طرح ها از لوح پرده بردارى داشتم- و استماع گزارش مدیرکارخانه از بخش های مختلف بازدید کردیم. در سیستم بارگیرى اشکالاتى داشتند؛ اولِ کار است.

در مراسم، گزارش آقاى نعمت زاده را دربارة صنایع سیمان و این کارخانه که در دو فاز با ظرفیت شش هزار تُن است، شنیدیم و از نمایشگاه صنایع سیمان بازدید کردیم و به سرود سازندگى که توسط نوجوانان بندر خمیر، هنرمندانه اجرا شد، گوش دادیم. من دربارة اهمیت سیمان و تشکر از تخصص قدرت ساخت داخل و صادرات خدمات فنى سیمان و فراوان سرمایه گذارى در این بخش که در طول دو برنامه 31 کارخانه بزرگ ساخته شده و از این به بعد تا آخر برنامه، در هر 45 روز یک کارخانه سیمان افتتاح مى شود، صحبت کردم.

به سوى قشم پرواز کردیم. پس از نماز و ناهار و استراحت، از بخش هاى مختلف توسعه جزیره و در شهرک صنعتى، از نمایشگاه محصولات صنعتى جزیره، بازدید کردیم و به دو کارخانه رفتیم؛ یکى از آنها لوله چند جداره تولید مى کند که از تکنولوژى هاى جدید دنیا است. سپس از مرکز تحقیقات بیوتکنولوژى بازدید کردیم. خانم دکتر [نسرین] معظمى، توضیحات خوبى دربارة اهمیت و وسعت کار و غنای آب هاى خلیج فارس، براى مواد دریایى، جهت تولید داروها، ویتامین ها، پروتئین ها و مواد پیوند استخوان از مرجان ها داد. آقای دکتر حکمى، توضیحات مفصل و غیرلازمی دربارة مرکز تحقیقات ناموفق پزشکى داد و به خاطر طولانى شدن مراسم، من صحبت نکردم.

به فرودگاه رفتیم. مغرب شده بود؛ به خاطر خطر پرواز در تاریکى، مراسمى که براى افتتاح فرودگاه و دادن نشان به آقاى [بهروز] بوشهرى، [مدیرعامل منطقه آزاد قشم] بود، لغو کردیم. پرواز نمودیم. چون عفت نرسیده بود، با محسن همان جا ماند و با هواپیماى بعدی آمدند و یک ساعت دیرتر از ما رسیدند. کلید اتاق خواب همراهم نبود؛ صبر کردم تا عفت رسید. شام را در هواپیما خوردیم. [آقای غلامعلی نعیم آبادی]، امام جمعه بندرعباس، همراه آمد و در راه تقاضا کرد که به کار تحقیقات قرآنی ام ادامه بدهم که تفسیر موضوعى را بنویسم. گزارش ها را از صفحه کامپیوتر خواندم؛ مسأله مهمى نداشت. با خستگى خوابیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا